تبليغاتX
دادنامه - حقوق بشر

90/09/24

پرچم فلسطین بر فراز پاریس

امروز پرچم فلسطینی ها برای اولین بار در مقر سازمان  آموزشی ،علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)در پاریس برافراشته شد این کاربه دنبال تصمیم این آژانس سازمان ملل متحد مبنی بر پذیرش فلسطین به عنوان یک عضو کامل انجام شد.

مقامات ارشد یونسکو و محمود عباس ، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در این مراسم ، که به پیروی از تصمیم کنفرانس عمومی آژانس در تاریخ 31 اکتبر مبنی بر پذیرش فلسطین به عنوان195 مین کشور عضو یونسکو  برگزار شد؛ حضور داشتند.

این عضویت از تاریخ 23 نوامبر پس ازامضاء و پذیرش اساسنامه ی آژانس توسط فلسطین در لندن موثر شده است . در نتیجه یونسکو  اولین آژانس  سازمان ملل  است که فلسطین را به عنوان یک عضو کامل شناسایی می کند.

 مدیر کل یونسکو ایرینا بکوا(Irina Bokova) ضمن استقبال از  پیوستن فلسطین به آژانس ،خاطر نشان کرد: عضویت  این کشور "فراتر از بالا بردن پرچم" است و شامل حقوق اساسی و مسئولیت ها ، و همچنین به اشتراک گذاری  ارزش های جهانی همچون تحمل و مدارا و احترام به دیگران است.

وی گفت: عضویت در آژانس به یک کشور این فرصت را می دهدکه به جهانی که آن را بیشترگرامی می دارد بپیوندند -- فرهنگ کشورها ، طنین رویاهایشان برای درک متقابل را  واقعیت می بخشد.

"مردم فلسطین می بایست مانند همه مردم جهان قادر به حفظ فرهنگ و میراث خود باشند. آنها باید از آموزش با کیفیت ، آموزش و پرورشی برای صلح بهره مند شوند. سیستم آموزشی قوی  احترام به حقوق بشر را می آموزد.یک فرهنگ پر جنب و جوش احترام به فرهنگ دیگران را آموزش می دهد . درجهانی که همه ی اعضای آن با هم در ارتباطنند ، جوامع سالم از طریق ارتباط با دیگران شکوفا می شوند.

 خانم بکوا تأکید کرد: در هیچ زمانی چندجانبه گرایی مانند امروز پراهمیت نشده بود. این یک فرصت مناسب  برای همه جهانیان است که به هم بپیوندند و ارزش های مشترک و بلند همتی شان در زمینه ی صلح را به اشتراک گذارند. "

محمود عباس در سخنرانی خود در میان هیئت های نمایندگی، افراد دست اندر کار این مراسم و مهمانان ، گفت عضویت در یونسکو  : "یک ریشه ی فوق العاده ی غرور برای ما است ... .نویسندگان ، هنرمندان و پژوهشگران فلسطینی نقش حیاتی در تلاش برای حفظ فرهنگ و هویت مردم ما بازی می  کنند. یونسکو نیز نقش اساسی را در ین زمینه داراست و یک شریک وفادار بوده است ". مراسم امروز همچنین با شرکت کاتالینا بوگیای(Katalin Bogyay) ، رئیس کنفرانس عمومی یونسکو ، و الیساندرا کامینز(Alissandra Cummins) ، رئیس هیئت اجرایی این آژانس برگزار شد.

نوشته شده توسط زهرا اژئر در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

90/09/21

زنان صلح

کمیته نوبل به صورت رسمی جایزه صلح خود را به سه زن  به نام های لیما گبوو ( Leymah Gbowee) ، توکل کارمان (Tawakku Karman) و  الن جانسون سیرلیف( Ellen Johnson-Sirleaf) اهدا کرد.

Yemen's Arab Spring activist Tawakkul Karman, Liberian President Ellen Johnson Sirleaf and Liberian 'peace warrior' Leymah Gbowee, winners of the 2011 Nobel Peace Prize. MANDEL NGAN/AFP/Getty Images
Yemen's Arab Spring activist Tawakkul Karman, Liberian President Ellen Johnson Sirleaf and Liberian 'peace warrior' Leymah Gbowee, winners of the 2011 Nobel Peace Prize. MANDEL NGAN/AFP/Getty Images

 اینکه این جایزه به سه زن تعلق می گیرد مهم است ، اما نشان دهنده ی مهم ترین نمادی که اعلام امروز  به دنبال آن است نمی باشد. مطمئنا ، تعدادی زنانی که در تاریخ به این جایزه (دوازده  نفرتا به امروز) مفتخر شده اند در مقایسه با تعداد مردان (هشتاد و پنج) ، محدود تر است واین تفاوت باید مورد توجه قرار بگیرد..

 اما تمرکز بر نام برندگان این جایزه، که همگی زن هستند،  ما را  از این نکته غافل می کند:جایزه ای که این زنان امروز به آن مفتخرند  ،تنها به خاطر زن بودن آنها نیست. آنها  امروز برای کارهایشان که پیشرفت قابل توجهی در صلح آمیز تر شدن جهان ایجادکرده است قدردانی می شوند.  ایجاد صلح به عنوان یک زن در حالی است که هر دو در معرض خطری منحصر به فرد هستند راه حلی منحصر به فرد ارائه می دهند و کار آنها باعث می شود جهان به مکانی بهتر برای همه تبدیل شود.

با نگاهی به زندگی لیما گبووی متوجه می شویم ، که وی یک جنبش عظیم مردمی از زنان را که شامل زنان بازاری، مسلمان ، مسیحی و ... بودند سازمان دهی کرد.جنبشی که اعتراضاتی بر علیه قدرت وحشیانه دیکتاتور چارلز تیلور و گروه های شورشی که به همان اندازه بی رحم بودند راه انداخت و آنها را به مذاکرات صلح فراخواند. اگرچه سازمان ملل متحد به طور رسمی گبووی و گروه زنان صلح لیبریا را در مذاکرات صلحی که در غنا برگزار شد مشارکت نداد ،اما او و سربازانش خارج  از محل مذاکره اردوگاهی راه اندازی کرده و جنگ سالاران را تا زمانی که مذاکره صلح آنها پایان یابد دراین میان حبس کردند. عمل آنها در نافرمانی مدنی به جهانیان نشان داد که خواسته های عوامل جنگ پایین تراز صدای مردم برای صلح اولویت بندی شده است.

داستان زندگی گبووی ،از حرکت او به سمت بحث از سیاست های جهانی تا  دریافت جایزه ی نوبل، در فیلمی مستند شده است ،.. فعالیت های او زمینه را برای انتخاب  الن جانسون سیرلیف، به عنوان رئیس جمهور لیبریا ، یکی دیگر از برندگان امروز این جایزه بنا نهاد که طلوع  فاز جدیدی از ثبات و توسعه به شدت مورد نیاز این کشور است.

داستان کارمان از یمن نیز جذاب به نظر می رسد. زنی که قدرتی فراتراز قدرت تکنولوژی و رسانه های اجتماعی برای شروع یک انقلاب ، در مرکز یک کشور و منطقه ای که اغلب مانع ورود زنان است ، دارد. زن و مرد به طور یکسان بیعت  خود را به او اعلام کرده و وی را مادر یمن دراعتراضات ماسلمت آمیزبرای انقلاب می خوانند. هنگامی که مادر جوان سه بار مورد حمله قرار می گیرید، توسط رژیم حاکم زندانی می شود  و او را تهدید به مرگ می کنند ، هزاران نفر از حامیان را در اطراف خود بسیج  می بیند، که خواستار آزادی و حفاظت از او هستند.

 همانند سه چهره منتخب کمیته نوبل ، حلقه ی بی حد و حصر زنان در سراسر جهان برای صلح و عدالت در حال سازماندهی است. زنان در خیابان های هاوانا به تقاضای پاسخگویی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی اعتراض می کنند.آنها در خطوط مقدم میدان التحریر دیده می شوند.این زنان هستند که  جنگ سالاران را درایرلند و نپال به صلح فرا می خوانند  و آنها برای فعالیت و رهبری سیاسی در افغانستان و بحرینهدف قرار می گیرند.

مانند کارمان ، آنها با خطرات منحصر به فردی به عنوان زنان صلح ساز رو به رو هستند. در روسیه ، یک فعال حقوق بشر ناتالیا استمیروا (Natalia Estemirova) توسط مردان مسلح به خاطر فعالیت های خقوق بشری اش ربوده شد و از آنجایی که مانند کارمان خوش شانس نبود  زندگیش توسط همین مردان به پایان می رسد. گزارش  اخیردیده بان حقوق بشر در مورد جزئیات خشونت جنسی در کلمبیا ،که به تازگی منشر شده، نشان دهنده ی نقض فاحش حقوق بشر در مورد زنان در دوره ی درگیری های کلمبیا ست که همچنان بدون پاسخ باقی منده است. تجاوز جمعی به زنان در جمهوری دموکراتیک کنگو همچنان ادامه دارد. درست یک هفته ی قبل 38 نفر از زنان و دختران معترض دربحرین دستگیر شده اند.

مدتی طولانی ، زنان  به عنوان یک سرمایه ی اصلی در تلاش های جهانی برای دستیابی به صلح نادیده گرفته شدند. امروزه زنان تنها به عنوان 6 ٪ از مذاکره کنندگان مذاکرات صلح رسمی ، با وجود ارزش بی چون و چرای آنها در روند صلح سازی در  همه ی جوامع ،  درسطح ملی و بین المللی دعوت می شوند. از سال 1992 ،در ازای هر 13 مرد شرکت کننده در مذاکرات صلح تنها یک زن حضور داشته است. هرگز  هیچ زنی به عنوان رئیس میانجیگری حامیان مذاکرات صلح سازمان ملل متحد منصوب نشده است. عدم حضور زنان در جدول صلح منجر به  آن شده است که بی کیفری جنایات تبدیل به جایزه ی مذاکرات صلح شده تا زنان همچنان برای عدالتی که استحقاقش را دارند ،گریه کنند.

بنابراین  انتخاب امروز کمیته نوبل نه تنها توجیه پذیر است، بلکه زمان مناسب این کار درست همین امروز بوده است.

اواخر این ماه ما سالگرد پیشگامان قوانین بین المللی را جشن می گیریم . که آن اولین نگرانی های امنیت جهانی بود که به طور مستقیم با زنان مرتبط می شد، یعنی قطعنامه 1325 شورای امنیت سازمان ملل متحد . این قطعنامه آسیب پذیری های منحصر به فرد زنان در جنگ را به رسمیت می شناسد ، اما به همان اندازه خواستار مشارکت کامل آنها در ساختار صلح و پیشگیری از جنگ است. در سال گذشته ،هیلاری کلینتون ، وزیر امور خارجه آمریکا در حالی که در صحن شورای امنیت ،بالاترین رکن امنیت در جهان ،ایستاده بود ؛ اعلام کرد که ایالات متحده پیش نویس طرحی را برای گنجاندن عناصر قطعنامه 1325 در سیاست ها و برنامه ها ملی خود تهیه کرده است.

 امروز با علام اسامی برندگان جایزه صلح نوبل ، وعده طرح اقدام ملی برای زنان و تامین صلح و امنیت جهان از طرف بزرگترین قدرت نظامی ، ما در نقطه عطفی هستیم که از خود می پرسد: چگونه درباره زنان فکر می کنیم؟، صلح را چگونه تعریف می کنیم ؟و چگونه عمل کنیم که فرمانروای امنیت و کامیابی باشیم؟

و این نقطه عطفی است ، نه فقط برای زنان ، بلکه برای همه ی جهانیان.

نوشته شده توسط زهرا اژئر در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

90/09/16

کار کودکان و ازدواج آنها ، منبع درآمد آوارگان آفریقای مرکزی

آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد امروز گزارش داد: غیرنظامیان آواره در شمال جمهوری آفریقای مرکزی (CAR) با مشکلات حادی، از جمله شیوع بالای ازدواج کودکان یا نوجوان و استفاده گسترده از کودکان به عنوان نیروی کار ، روبرو هستند.

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR) و شورای پناهندگان دانمارک (DRC) سیصد خانواده از 17000 نفر آواره ساکن درنزدیکی شهر ندل (Ndélé) را بین ماه‌های می و سپتامبر بررسی کرده است.

آندره ماهسیک (Andrej Mahecic)، سخنگوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد به خبرنگاران در ژنو  گفت: "از هر پنج خانواده، یک خانواده، حداقل یک عضو خود را در طول نیمه اول سال 2011  به علت ناامنی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی یا کمبود مواد غذایی از دست داده است."

Andrej Mahecic

این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که 32.5 درصد از کودکان بین سنین 6 تا 15 سال به عنوان نیروی کار مورد استفاده قرار گرفته‌اند و  30 درصد از دختران بین 12 تا 17 سال برای ازدواج فروخته شده‌اند.

آقای ماهسیک می‌گوید: "خانواده‌های آواره به ما می‌گویند که ازدواج دختران زیر سن ازدواج و فرستادن کودکان به مزرعه و ماهی‌گیری برای میزبانان در ازای مسکن، غذا و یا پول انجام می‌گیرد. کارمندان سازمان ملل متحد نیز گزارش‌هایی از باند تجاوزبه عنف گروه‌های مسلح را دریافت کرده‌اند."

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد می‌گوید: مردم آواره در منطقه، تقریبا به هیچ کمک بشردوستانه ای تا قبل از ژوئن امسال، زمانی که آتش‌بس بین یکی از گروه‌های شورشی اصلی و دولت آفریقای مرکزی امضا شد، دسترسی نداشته اند. قبل از این توافقنامه، تنها غیرنظامیانی که قادر بودند خود را به شهر ندل برسانند می‌توانستند از کمک‌های بشردوستانه بهره‌مند شوند.

این آژانس گفت: امیدوار است که امنیت بهبود یافته برای تقویت حضور کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در این قسمت از آفریقای مرکزی، اجازه پاسخگویی به نیاز‌های آوارگان و حمایت از این جمعیت را بدهد.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد اشاره می‌کند که شهر ندل، واقع در حدود 700 کیلومتری پایتخت،بانگویی، است ویک بار به عنوان ناحیه حاصل‌خیز کشور معرفی شده است. با این‌حال، به دلیل وجود گروه‌های شورشی مختلف و راهزنی‌های  مسلحانه از سال 2005، بسیاری از ساکنان آن از زندگی در این ناحیه محروم شده و قادر به انجام کشاورزی نیستند.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد به بیش از 176 هزار آواره داخلی (IDP) و حدود 20000 پناهنده درآفریقای مرکزی یاری می‌رساند که عمده آن‌ها از منطقه دارفورسودان و جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) هستند.

نوشته شده توسط زهرا اژئر در 6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

90/08/19

کنفرانس بن، مناقشه جدید حقوق زن در افغانستان

دیده بان حقوق بشر اعلام کرده است که فعالان حقوق زن افغان در آستانه کنار گذاشته‌شدن از یک کنفرانس بین‌المل کلیدی در مورد آینده افغانستان هستند. این کنفرانس برای 5 دسامبر 2011 – 14 آذرماه- در آلمان برنامه‌ریزی شده و به مناسبت دهمین سالگرد کنفرانس بن 2001 برگزار خواهد شد. برنامه کنفرانس 2001، پایان دادن به حکومت طالبان و انتصاب دولت انتقالی به رهبری حامد کرزای بود.
در حالی که کمتر از 5 هفته به آغاز کنفرانس بن باقی مانده است دولت افغانستان هنوز شرکت حتی یک زن را در این کنفرانس ، چه در قالب هیات نمایندگی دولت و چه در قالب تیم اجرایی برگزار کننده- تایید نکرده است. افغان‌ها حتی یک سخنران مخصوص به عنوان نماینده گروه‌های مدافع حقوق زنان هم به کنفرانس دعوت نکرده‌اند.
کنفرانس بن 2011 بر سه مساله مهم یا اصلی تمرکز خواهد داشت. 1. انتقال مسئولیت‌های امنیتی به نیروهای افغان با توجه به عقب نشینی نیروهای نظامی بین‌‌المللی از افغانستان از سال 2014 2. مذاکرات صلح با طالبان 3. ارتباطات میان افغانستان و دیگر کشورها پس از سال 2014 .دیده بان حقوق بشر هر سه این موضوعات را جزو موضوعات مهم و مرتبط با حقوق زن می‌داند

حامیانِ مقصر
دیده بان حقوق بشر معتقد است کمک‌کنندگان مالی و برگزارکنندگان این کنفرانس ( آلمان و ایالات متحده) حقوق زنان را به عنوان یکی اولویت برای این نشست فراهم نکرده‌اند.
براد آدامز، مدیر آسیا در این نهاد، می‌گوید: دولت افغانستان و حامیان بین‌المللی آن می‌گویند که حقوق زنان هم چون طرح آن‌ها برای عقب‌نشینی نیروهای بین‌المللی یکی از اهداف غیرقابل خدشه است اما اگر چنین است چرا زنان افغانستان برای بدست آوردن یک کرسی در این کنفرانس باید مبارزه کنند.
دیده بان حقوق بشر از همه کشورهایی که در برنامه‌ریزی کنفرانس بن شرکت می‌کنند خواسته است که با دولت افغانستان در بالابردن اهمیت موضوع شرکت زنان در این کنفرانس و انتظارهای روشن برای شنیده شدن صدای رهبران زن مشارکت کنند. این نهاد معتقد است آلمان باید از نفوذ خود به عنوان کشور میزبان و کشوری که باعث افزایش سربازان و کمک به افغانستان شده است استفاده کند و این کشور را متقاعد کند که به گروه‌های مدافع حقوق زنان به عنوان یکی از سخنرانان کامل و شرکت کنندگان این کنفرانس نگاه کند.

سه دقیقه وقت برای همه جامعه مدنی!
فعالان حقوق زن از سازمان‌ها و مناطق گوناگون در تمام کشور افغانستان تحت یک گروه اصلی (Umbrella Group) که شبکه اجتماعی زنان نامیده می‌شود فعالیت می‌کنند. این شبکه سخنان و نظرات خود در مورد محورهای این کنفرانس را هم مهیا کرده بود اما تا کنون فرصت حضور در این کنفرانس را نیافته است. نه به صورت یک سخنران کامل و نه به صورت یکی سخنران کوتاه سه دقیقه‌ای.
سازمان‌دهندگان کنفرانس، در مقابل ادعا می‌کنند مسائل زنان را می‌توان توسط یک هیات جامعه مدنی که به آن‌ها مهلت سه‌دقیقه‌ای داده شده مورد بررسی قرار داد.
این هیات باید در این سه دقیقه‌ای به مسائلی هم‌چون تقویت نهادهای دموکراتیک،حکمرانی خوب، آزادی بیان، مبارزه با فساد و امنیت هم بپردازد.
آدامز، ، مدیر آسیا در دیده‌بان حقوق بشر، معتقد است اینکه طیف گسترده‌ای از موضوعات حیاتی برای آینده افغانستان تنها توسط یک هیات واحد به نمایندگی از تمام دیدگاهها فقط در سه دقیقه بیان شود مضحک است. او می‌گوید شرکت‌کنندگان در این کنفرانس نیاز دارند نگرانی جامعه زنان و دیگر اعضای جامعه مدنی را با صدای متمایز خودشانوبه طور جداگانه بشنوند.

وضعیت فعلی حقوق زنان در افغانستان

زنان در افغانستان با آزار، اذیت، تهدید و گاهی در صورت برجسته‌شدن با خطر ترور روبرو هستند. زنانی که رو به جلو قدم می‌گذارند تا به عنوان رهبر، در برابر این خطرات حاضر شوند با هزینه‌های هنگفتی روبرو می‌شوند.
ازدواج‌های اجباری و زودهنگام و خشونت علیه زنان معمولا در افغانستان اتفاق می‌افتد. اغلب زنان به جرم فرار از خشونت یا ازدواج احباری زندانی می شوند. سواد زنان و میزان مرگ‌و میر مادران و نوزادان در بدترین سطح خود در جهان باقی مانده است. این‌ سکه البته روی دیگری هم دارد. از سال 2001 تاکنون پیشرفت‌های قابل توجهی در هر یک از این موضوعات رخ داده اما ضروری است که این پیشرفت‌ها محافظت شده و ادامه یابند.
یکی از نقاط نادرِ موفق در موضوع حقوق زنان در افغانستان از سال 2001، افزایش تعداد زنان منتخب برای پارلمان افغانستان و منصوبین به مواضع مدیریتی کلیدی در نهادهای دولتی و مدنی این کشور است. اما برای رهبران زن افغانستان آن چه مهم به نظر می‌رسد این است که آن‌ها به معنای واقعی کلمه در مسائل حکومتی افغانستان شریک باشند.
همان طور که کمیته رفع تبعیض علیه زنان ملل متحد اشاره کرده است مفهوم دموکراسی به معنای واقعی، پویا و با اثر ماندگار تصمیم‌گیری‌های سیاسی تنها تا زمانی باقی است که توسط زنان و مردان به صورت مشترک و با احتساب تساوی منافع هر دو گروه انجام گیرد.
در سال 2000 هم شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه‌ای تاکید کرد که مشارکت برابر زنان و مشارکت کامل آن‌ها در جهت صلح و امنیت است که می‌تواند به میزان قابل توجهی به بهبود، نگه‌داری و ارتقای صلح و امنیت بین المللی کمک کند.
سازمان دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرده‌است که دولت افغانستان می‌بایست تعهد دهد که حداقل 25 درصد – یا ترجیحا بیشتر – از هیات‌های رسمی افغانستان به کنفرانس بن را زنانی تشکیل دهند که نقش مدیریتی در دولت و جامعه مدنی را بر عهده دارند.
آدامز معتقد است کنفراسن بن یک لحظه کلیدی برای دولت افغانستان خواهد شد تا در آن حمایت خود از حقوق طنان را به منصه ظهور بگذارد. او می‌گوید دولت‌های شرکت‌کننده باید وعده های بلند خود را در طول ده سال گذشته به خاطر داشته باشند و حقوق زنان را به عنوان معیاری برای سنجش موفقیت خود در افغانستان مورد ارزیابی قرار دهند.
به حاشیه راندن زنان در شهر بن یک قدم به عقب خواهد بود. باید منتظر بود و دید که آیا افغان‌ها برای زنانشان هم بلیط بن را می‌خرند یا خیر

نوشته شده توسط زهرا اژئر در 3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

89/07/29

برگی از تاریخ حقوق عمومی

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از نکاتی که مدتی است بر آن تکیه می رود "بومی کردن حقوق" است و یکی از منابع این بومی سازی بدون شک ادبیات است از این رو به نظر لازم می رسد که در لابلای این میراث گران جست و جو کنیم و از آن منابعی که می توانند در پیشبرد مفاهیم حقوقی کاربرد داشته باشند استفاده کنیم. در استفاده از این منابع هنوز کارهای بنیادین صورت نگرفته اما امید است که بتوان در آینده ای نزدیک شاهد گسترش کمی و کیفی آثاری ماندگار در این زمینه باشیم.

یکی از منابعی که برخی اوقات از آن در زمینه حقوقی استفاده شده ، گلستان سعدی است. مثل آن شعری که بر سر در سازمان ملل متحد در نیویورک (بنی آدم اعضای یک پیکرند...)نوشته شده ویا آن داستان که در باب اول در سیرت پادشاهان از انوشیروان نقل شده که:«آورده‌اند كه نوشين روان عادل را در شكارگاهي صيدْ كباب كردند و نمك نبود...» در ادامه آن دو بیت بسیار زیبا ذکر میکند که::

اگــر ز بــاغ رعيــت ملــك خورد سيبي             بــر آورنــد غلامـــان او درخت از بيخ

به پنج بيضه كه سلطان ستم روا دارد               زنند لشكريانش هزار مرغ به سيخ

و چندین داستان دیگر، آثار سعدی را به منبعی مهم برای تاریخ حقوقی ما تبدیل کرده و اکنون بنده قصد دارم که یکی از داستان های زیبای آن را به نقل از مجله حقوق عمومی در نوبت چاپ مرداد 1385 برای مخاطبان محترم ذکر کنم:

حق و مصلحت

به روایت سعدی

یکی از ملوک مرضی هایل بود که اعادت ذکر آن ناکردن اولی،طایفه حکمای یونان متفق شدند که مر این درد را دوایی نیست مگر زهرۀ آدمی به چندین صفت موصوف،بفرمود طلب کردن.دهقان پسری یافتند بر آن صورت که حکیمان گفته بودند.پدرش را بخواند[ند] و به نعمت بی کران خوشنود گردانیدند و قاضی دستور داد که خون یکی از رعیت ریختن سلامت پادشاه را روا باشد؛جلاد قصد کرد،پسر سر سوی آسمان برآورد و تبسم کرد،مَلک پرسیدش که در این حالت چه جای خندیدن است؟گفت:ناز فرزندان بر پدران و مادران باشد و دعوی پیش قاضی برند،اکنون پدر و مادر به علت حطام دنیا مرا به خون در سپردند و قاضی به کشتن فتوی داد و سلطان مصالح خویش اندر هلاک من همی بیند،به جز خدای عزّ و جلّ پناهی نمیبینم

پیش که بر آورم ز دستت فریاد                  هم پیش تو از دست تو گر خواهم داد

سلطان را دل از این سخن به هم آمد و آب در دیده بگردانید و گفت هلاک من اولی تر است از خون بیگناهی ریختن،سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و نعمت بی اندازه بخشید و آزاد کرد و گویند هم در آن هفته شفاء یافت.

همچنان در فکر آن بیتم که گفت             پیل بانی بر لب دریای نیل

زیر پایت گر بدانی حال مور                 همچو حال توست زیر پای پیل

1.این حکایت در اصل بیانگر رابطه میان پادشاه و فرد است.در یک طرف ماجرا یکی از ملوک و در سوی دیگر پسر یک دهقان.اشاره نکردن به پادشاهی خاص این حس را ایجاد می کند که رفتار این مَلک رفتاری است که از هر پادشاه دیگری نیز در چنین شرایطی قابل انتظار است .

به یاد آوریم که حکم کلی بیان شده در آیه شریفه 34 سوره نمل «انّ الملوک اذ دخلوا قریة افسدواها» که از زبان "ملکه صبا" جاری شده است نیز از همین ساختار برخوردار است. به نظر می رسد که "ال" که در ابتدای کلمه "ملوک" می گوید که جنس پادشاهی همین است که در بطن خود مستعد فساد است.بدین ترتیب سوءظن و نگرانی نسبت به آن کاری معقول،قابل توجیه و پسندیده است و هر اقدامی برای ایجاد مصونیت آنان کمک به فساد و تجاوز آنها به حقوق مردم خواهد بود.این حکایت نشان می دهد که چگونه به راحتی همه ابزارهای توجیهی برای نقض حق حیات یک فرد بیگناه می توانند آماده شوند و دستگاه عظیمی از توجیه گران رسمی و غیر رسمی می توانند به حرکت در آیند تا عملی پلید را قابل دفاع جلوه دهند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میلاد عزیزی در 6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

89/06/21

11/9

11.1/9

11 سپتامبر سالگرد برخورد هواپیماهای بی سرنشین با برج ها ی دو قلوی آمریکاست

تيري جونز كشيش مسيحي چندي پيش از همه آمريكايي‌ها خواست تا در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در مقابل كليساي فلوريدا نسخه‌هايي از قرآن را آتش بزنند.

اين در حالي است كه دولت ايالتي فلوريداي آمريكا به اين كشيش هشدار داد كه در صورت انجام چنين كاري وي را جريمه مالي خواهدکرد. دعوت كشيش تاكنون باعث واكنش های بسياري شده است.

بارک اوباما این کار راغیر آمریکایی ومخالف با اصول مدارا دانست.وی تصریح کردبرنامه یک کلیسای کوچک در ایالت فلوریدا برای سوزاندن قرآن به مناسبت سالگرد یازده سپتامبر، دعوت به همکاری با تروریست هاست.این در حالی است که کار کشیش امریکایی براساس قانون اساسی آمریکا آزادبوده واوباما به هیچ عنوان حق جلوگیری  از این امر را دارا نیست.

آقای اوباما روز پنجشنبه ۹ سپتامبر (۱۸ شهریور) از کشیشی که این کلیسا را اداره می کند خواست که فورا برنامه خود را لغو کند.

رئیس جمهوری آمریکا در گفتگو با تلویزیون ای بی سی آمریکا این برنامه را مخرب و زمینه ساز پیوستن بسیاری از افراد به شبکه القاعده خواند وی همچنین اعلام داشت که دشمن کشور ما القاعده است نه اسلام. رئیس جمهوری آمریکا در گفتگوی تلویزیونی خود گفت: "امیدوارم آقای جونز درک کند که برنامه اش کاملا مغایر ارزش های آزادی و شکیبایی مذهبی است که ما آمریکایی ها به آن پایبند هستیم و این کشور بر پایه آن بنا شده است. برنامه آقای جونز ممکن است جان زنان و مردان جوان ما را که در ارتش خدمت می کنند به خطر بیاندازد."

آقای اوباما افزود: "ما ممکن است با خشونت های جدی در نقاطی مانند پاکستان و افغانستان مواجه شویم." وی افزود: "بسیاری ممکن است به گروه های تروریستی بپیوندند که حاضرند در شهرهای آمریکا و اروپا بمبگذاری انتحاری کنند."

در پی واکنش های صورت گرفته در 9 سپتامبر«تري جونز» که پیش از اين در کنفرانس خبری مشترکي در کنار يکی از روحانیون ایالت فلوریدا اعلام کرده بود که از تصمیمش مبني بر سوزاندن قرآن صرف‌نظر کرده است، گفت اين تصميم را تنها به حالت تعليق درمي‌آورد.

پس از آن جونز با خواسته ی جدیدی در جمع خبرنگاران حاضر شد او از رهبران اسلامی نیویورگ خواست که از ادامه ساختن مسجد چند طبقه ای  در نزدیک برگهای دوقلو (گروند زیرو)که مرکز ارتباطی مسلمانان در آمریکا نیز تلقی می شود صرف نظر کند واعلام داشت که این یک قرار است نساختن در برابر نسوزاندن.

پس از دیدار وی با امام جماعت فلوریدا وپذیرفتن این قرار وی از سوزاندن صرف نظر کرد

این در حالی است که دادگاه آفریقا از کار بازرگان مسلمانی که قصد داشت تورات را بسوزاند جلوگیری کرد.

تری جونز امروز به نیویورگ رفت ودر پایان پس از بازگشت از نیویورگ  با توجه به اصرار ورزیدن رهبراسلامی نیویورگ و مسئول پروژه امام فیصل عبد الرئوف وی اعلام کرد قرآن را نمیسوزاند چه رهبران اسلامی از این کار صرف نظر کنند یا نه .او هدف خود را تنها شناساندن اسلام به مردم دانست وتصریح کرد هدف کلیسای او این بود که افشا کند در اسلام عناصری وجود دارد که بسیار خطرناک وافراطی هست.

                                            

(PCEC)  بزرگترین شبکه ارتباطی مسیحیان پروتستان برای رفتار هم کیششان جهت سوزاندن قرآن از مسلمانان عذر خواهی کرد.

 

۲.توهین به ادیان ونمادها از دید حقوق بین الملل

همانگونه كه در كتاب مقدس انجیل آمده است"در آغاز" دين وجود داشت، اما مسلما "آزادي مذهب" به نحوي كه امروزه ما درك مي‌كنيم، وجود نداشت. نظريه "آزادي مذهب" مبتني است بر وجود بيش از يك دين يا مذهب. اما تعدد اديان همواره به معناي درگيري بوده است، و درگيريهاي مذهبي اغلب به جنگ و ويران‌سازي بشري منجر شده اند. اين حالت و شكل واقعيت، براي قرنها و هزاره‌ها بوده است و بندرت هشداري براي پشتيباني از آزادي ديني بوده است. در نتيجه در نيمه قرن بيستم، مفهوم جديدي در اعلاميه جهاني حقوق بشر به منصه ظهور نشست . 

اين اعلاميه پس از جنگ جهاني دوم تهيه و تدوين شد. اين مفهوم بردباري (تحمل اختلاف مذهب) بود- نظريه اي كه در واكنش به تاريخ طولاني و خونين درگيريهاي مذهبي كه فقط در اروپا شامل جنگهاي صليبي، فتوحات مسلمانان، تفتيش مذهبي(انگيزيسيون)، جنگهاي سي ساله و در زمان نزديك به ما واقعه هالوكاست بود. اعلاميه جهاني حقوق بشر، براي نيم قرن پاياني قاعده اي را به هدف توقف درگيريهاي مذهبي مقرر داشت. به موجب ماده 18 اين اعلاميه، هر كسي از حق آزادي انديشه، وجدان و مذهب برخوردار است؛ اين حق شامل آزادي تغيير مذهب يا عقيده فرد و آزادي ابراز تعليمات و مناسك و عبادات آن مذهب يا عقيده در خلوت يا در ملاء عام مي‌شود. در عرض اين ماده، ماده 30 اين اعلاميه نيز مقرر مي‌دارد: "هيچ چيز در اين ماده نمي‌تواند به عنوان برداشتي براي هر دولت، گروه يا فردي به گونه‌اي تلقي و برداشت شود كه منجر به اقدامات يا اعمالي براي از بين بردن آزاديها و حقوق مقرر در اين اعلاميه شود"

ابنای بشر همه آزاد به دنیا می آیند و در کرامت و حقوق با هم برابرند. همه از موهبت خرد و وجدان برخوردارند وباید با هم برادروار رفتار کنند(م1اعلامیه ی جهانی حقوق بشر)

و این سرآغاز یک جهان شمولی و تفکیک ناپذیری و وابستگی متقابل کلیه ی حقوق انسانی است.

 

مدارا

- بردباری ، شکیبایی، روا داری.

- گرایش ذهنی که حاصل شناخت حقوق بشر جهانی و آزادی بنیادین دیگران است. در واقع مدارا هماهنگی در اختلاف است.

 

- انسان ها به طور طبیعی از نظر ظاهر ، گفتار ، رفتار و ارزش ها ی شان متفاوت هستند و دیدگاه یک فرد نباید به دیگران تحمیل شود.

- هرکس از حق آزادی اندیشه ، وجدان و مذهب برخوردار است.

- هرکس برخوردار از حق آزادی عقیده و بیان است.

- هرکس حق آزادی فکر ، وجدان و مذهب را دارد. این حق شامل داشتن آزادی قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود است. همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود خواه به نفع فردی یا جماعت.

- هیچ کس را نمی توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.

طبق موارد بیان شده :

توهین به ادیان ، عقاید ، ارزش ها به مثابه ی بی حرمتی به کرامت انسانی و موجب تحدید غیر مشروع آزادی است.

مسئله بردباری در روزگار کنونی نه تنها یک اصل مورد احترام است بلکه ضرورتی برای صلح ، رشد اقتصادی و اجتماعی همه ی مردمان است.

صلح اگر قرار است پایدار بماند باید براساس همبستگی معنوی و عقلایی بشر بنا شود.

اعلامیه ها و قطع نامه ها ایجاد می شوند تا بپذیریم با هم تفاوت و اختلاف داریم اما نه کسی محکوم است و نه کسی صاحب تمام حق.

همه ی ما برای برقراری این امر به عنوان بشریت در کنار هم هستیم. برای مبارزه با نقض کنندگان همین صلح به طور مثال تروریسم نباید در مقابل هم بایستیم و تفاوت ها را منشاء برخورد قرار دهیم.

همانطور که در قطع نامه مبارزه با توهین ادیان نگرانی شدید این بوده است که اسلام اغلب به اشتباه با نقض حقوق بشر و تروریسم مرتبط دانسته شود و این نگرانی در مسئله کنونی کاملا نمایان است.

نگرش جهان کنونی در باب موارد ذکر شده آبا دچار تغییر شده است ؟

آیا مدارای حاضر براساس اصل عمل متقابل بنا شده است؟

دموکراسی به عنوان نماد صلح و بردباری رویه اش چگونه خواهد بود ؟

 

 

۳.بررسی  آتش زدن پرچم وتوهین به ادیان با نگاهی به قانون اساسی آمریکا:

طبق متمم اول قانون اساسی امریکا که در سال 1971 به تصویب رسید:

كنگره در خصوص ايجاد مذهب، يا منع پيروي آزادانه از آن، يا محدود ساختن آزادي بيان يا مطبوعات يا حق مردم براي برپايي اجتماعات آرام و دادخواهي از حكومت براي جبران خسارت، هيچ قانوني وضع نمي‌كند.

مراسم عید فطر امسال با آتش زدن پرچم آمریکا به وسیله مسلمانان خشمگین در بعضی از کشورهای جهان همراه بود.

این افراد با این اقدام نمادین انزجار خود را از طرح متوقف شده یک کلیسا در فلوریدا برای برگزاری مراسم قرآن سوزی نشان دادند.جالب این که اگر تظاهرکنندگان پرچم آمریکا را در خیابان های واشنگتن یا نیویورک هم به آتش می کشیدند، به خاطر این کار تحت تعقیب قرار نمی گرفتند.

سوزاندن پرچم آمریکا و توهین به نمادهای ادیان مختلف از جمله قرآن نه تنها در ایالات متحده غیرقانونی نیست که مورد حفاظت قانون اساسی این کشور نیز قرار دارد.

قانون اساسی ایالات متحده دارای ده متمم است که با هدف منع حکومت از اقدام علیه حقوق شهروندان تدوین شده اند.

متمم اول قانون اساسی آمریکا حق شهروندان این کشور را برای ابراز عقیده، آزادی دینی و برگزاری تجمع اعتراضی تضمین کرده است.

متمم اول قانون اساسی آمریکا می نویسد: "کنگره نباید هیچ قانونی را تصویب کند ... که آزادی بیان و مطبوعات و حق شهروندان برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز را محدود کند."

جان واتسون، استاد دانشگاه آمریکن در واشنگتن، متمم اول قانون اساسی ایالات متحده را تضمین کننده بقای دموکراسی در این کشور می داند.

آقای واتسون گفت: "هدف از تدوین متمم اول قانون اساسی این بود که مردم بتوانند بدون واهمه از حکومت درباره مسائل سیاسی عقیده خود را بیان کنند.

" یک نمونه دیگر از آزادی بیان در آمریکا، خلق یک اثر هنری در دهه هشتاد به وسیله عکاسی به نام آندرس سرانو است.

این عکاس، یک صلیب را در داخل شیشه ای پر از ادرار قرار داد و تصویر آن را در نمایشگاه های مختلف به نمایش گذاشت.

هر چند این اقدام با واکنش تند رهبران مسیحی و چند تن از سناتور بانفوذ مواجه شد ولی غیرقانونی شناخته نشد.

به رغم تصریح قانون اساسی آمریکا بر آزادی بیان و مطبوعات، قانون این کشور محدودیت هایی را برای این موضوع در نظر گرفته است. ازمحدودیت های آزادی بیان در آمریکا، انتشار ابتذال است. با این حال، سخنان کفرآمیز و اقدام های ضددینی به عنوان ابتذال شناخته نشده اند.

آزادی بیان ، بودن یا نبودن؟

به گفته دکتر واتسون آزادی بیان در آمریکا مشکلات خاص خود را دارد و به بعضی از افراد امکان می دهد عقاید بسیار خطرناکی را ابراز کنند.

                                                  

آقای واتسون گفت: "این نوع از آزادی، هزینه های خودش را دارد. افرادی که مرتکب حرکات احمقانه می شوند، برای انجام تصمیم های خود آزاد هستند. افرادی که می خواهند مرتکب کارهایی مانند سوزاندن قرآن شوند، مانند دیگر شهروندان مورد حمایت قانون هستند."

 

او در این حال به مزایای آزادی بیان و عقیده در آمریکا اشاره می کند و آن را علت پیشرفت و بقای دموکراسی در این کشور می داندجان واتسن گفت: "متمم اول قانون اساسی آمریکا به اقلیت ها امکان می دهد همانند اکثریت جامعه ابراز عقیده کنند و در صورت مقبول بودن عقایدشان، به اکثریت تبدیل شوند."

جنبش ضد برده داری و جنبش حقوق مدنی آمریکا از جمله تغییرات اجتماعی در این کشور بودند که از حمایت های قانونی متمم اول قانون اساسی بهره فراوانی بردند.

منابع:

۱. قانون اساسی آمریکا

۲. اعلامیه جهانی حقوق بشر

۳. اعلامیه مدارا

۴. اعلامیه نابردباری دینی

۵.اعلامیه حقوق مدنی وسیاسی

۶. سایتهای خبری:

BBC NEWS

ABC New

Thidage

adelaidenow

فارس

نوشته شده توسط سرویس حقوق بین الملل(زهرا اژئر - زهرا مشرف جوادی) در 7 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

89/02/18

نو اندیشی دینی (1)‏

 تئوریِ نسخ مقدم، موءخر را

همانطور که میدانید از ابتدای سیر اندیشه های حقوقی در تاریخ اندیشه تا آنجا که اسناد تاریخی شهادت میدهد رسم بر این بوده است که اگر در یک نظام فکری و یا حقوقی گزاره و یا حکمی بود و بعد از مدتی گزاره و یا حکمی دیگر می آمد که با گزاره اول در موضوع واحد قابل جمع نبود گزاره دوم را ناسخ گزاره اول می خواندند و بدین ترتیب گزاره موخر، گزاره مقدم را نسخ میکرد.

حال بحث سر این است که آیا میشود بر عکس عمل کرد؟ بدین ترتیب که گزاره مقدم ، گزاره موخر را نسخ کند.و اگر نمیشود چرا؟

جامعه ای را فرض کنید که در شرف نوشتن قانون اساسی است. اعضای این جامعه نهایت تلاش خود را میکند که تمامی ارزشهای خود را در این قانون اساسی پیاده کند. به عنوان مثال  مینویسند :

1 –هر گونه تبعیض ممنوع است.

2 –افراد در انتخاب دین آزادند.

و....

بعد از مدتی این جامعه در شرایطی قرار میگیرد (به عنوان مثال جنگ ویا شرایط امثال آن)  که مجبور میشوداز این ارزشهای قید شده در قانون اساسی برای حفظ بقای جامعه عدول کند.  حال وقتی که جامعه شرایط قید شده را سپری کرده و اوضاع سامان یافته است؛ آیا میشود با قوانین قبلی که در قانون اساسی قید شده و مبین ارزشهای محترم آن جامعه هست، قوانین بعدی را که احکام هستند ولی ارزشهای قبلی را نقض می کنند نسخ کرد؟ همانطور که میدانید، حکم، حاصل پیوند میان ارزش و واقعیت است و یکی از خصوصیات ذاتی واقعیت، وابستگی آن به زمان است. یعنی هر حکمی برای زمان خاصی است و اگر در دیگر زمانها هم جاری میشود به دلیل شباهت آن واقعیت است و اگر وضعیت و واقعیت تغییر کند آن احکام دیگر مفید نیستند و باید حکم جدیدی وضع کرد. با این تفاسیر من فکر میکنم که بشود به وسیله قوانین نخستین هم قوانین موخر را  نسخ کرد.

حال بیایید که همین بحث را در مورد دین اسلام بیان کنیم. همانطور که میدانید آیات مکی (آیاتی که در مکه نازل شده است)اکثرا مبین ارزشهای محترم دین اسلام است مانند برابری وآزادی انتخاب دین و.. ولی  آیات مدنی( آیاتی که در مدینه نازل شده) بیان کننده احکام هستند که نسبت به اوضاع و احوال در شرایط متفاوت است که در بعضی از آنها به نظر می آید که به خاطر شرایط موجود از ارزشهای پیشین عدول شده است.  به نظر شما ، حالا که شرایط تغییر کرده است آیا میشود به ارزش های پیشین رجوع کرد؟

مثالی می آورم  تا بحث ملموس تر شود. یکی از مباحثی که در آیات مکی میدرخشد، آزادی در انتخاب دین است. مثلا در آیه آخر سوره کافرون آمده: «لَکُم دینُکم و لیَ دین». و یا در آیه 256 سوره بقره آمده: «لا اکراه فی الدین»( که من فکر میکنم آیه اخیر آشناترین آیه به گوش هر مسلمانی است). بعد از هجرت به مدینه پیرو داستانی که در آیه 72 سوره آل عمران آمده و ایاتی که در سوره مائده آمده برای ارتداد احکامی در نظر گرفته شده است.

آیه از این قرار است:« و قالت طائفةٌ مِن اَهلِ الکِتاب ءآمِنوا بالذی اُنزِلَ وَجهَ النهارِ واکفُروا آخِرَه لَعَلَهُم یَرجِعون».

ماجرا از این قرار است که روزی جمعی از یهودیان تصمیم گرفتند که در آغاز روز ایمان بیاورند و پیش از آنکه شب شود بهانه ای اورده ودسته جمعی از دین خارج شوند و قصدشان هم این بود که ایمان مسلمانان را تضعیف کنند. بعد از ذکر این داستان ایه 54 سوره مائده و آیه 213 سوره بقره احکامی هر چند مجمل در باره ارتداد بیان میدارد که برای رفع اجمال چاره ای جز رجوع  به روایات نداریم و همانطور که میدانید فقها با استفاده از این آیات و روایات حکم ارتداد را اعدام تعیین کرده اند که لازم به تفصیل است ولی بنده در مقام بیان آن نیستم. البته شایان ذکر است که این احکام در شرایط زمانی و مکانی خود شاید بهترین حکمی بود که میشد درباره آن موضوعات وضع کرد.

حال سوال من اینستکه با توجه به اینکه دیگر کسی از روی دشمنی به اسلام نمی گرود ویا کلا شرایط تغییر کرده است، آیا میشود به «لکم دینکم و لی دین »رجوع کرد؟ آیا میشود به «لااکراه فی الدین» رجوع کرد؟اگر نمیشود، پس فلسفه نزول آن آیات چیست؟ آیا این آیات که بدون آنها اسلام درخشندگی اش را از دست میدهد نسخ شده اند؟ البته بسیاری از فقها قائل به این هستند که در قرآن نسخ نداریم ولی در بعضی موارد اینطور به نظر نمی آید مانند آیات در مورد مسکرات و یا برده داری که مجال شرح آنها در این مقال نمی گنجد.

حسن احمد نعیم در مقدمه ترجمه کتاب نو اندیشی دینی و حقوق بشراز عبدالله احمد نعیم به زبان عربی میگوید: «دین یک حقیقت مطلق و بی شکل است که در چهار چوبی تاریخی شکل میگیرد و در محیطی اجتماعی آشکار میشود که البته این محیط برخی از محدودیتهای خود بر دین انعکاس میدهد و انعطاف دین در برابر تاریخ از آن روست که دین بتواند بهتر منتشر شود و مورد پذیرش واقع شود و پیروز گردد. اگر قرار باشد که دین شرایط مخاطبین و محدودیت های آنها را در نظر نگیرد محکوم به فناست. اگر دینی پس از نزول در هنگام گسترش با شرایط مکانی و تاریخی هماهنگ گردد ولی پس از دوران تایخی متعدد بر بقای حقیقت خود اصرار ورزد و از تناسب با محیط های جدید و مقتضیات عصری پرهیز کند؛ محال است که بتواند پاسخگوی احتیاجات روانی جامعه ها و دوران های گوناگون و بعدی باشد.»

این تئوری را(تئوری نسخ مقدم موخر را) اولین بار استاد محمود طه در سودان بیان کرد که در سال 1985 رئیس جمهور آن کشور، جعفر نمیری، وی را به جرم اتداد اعدام کرد و بعدها شاگردان وی از جمله عبدالله احمد النعیم این تئوری را گسترش دادند.. شایان ذکر است که انتقادات بسیاری به این تئوری وارد کرده اند و قصد خود من فقط معرفی یک خوانش نو (هرمونوتیک) از دین است تا در ذهن دوستان حیرتی ایجاد شود بلکه جوابی برای تعارضات دین و حقوق بشر پیدا شود.

نوشته شده توسط توحید اکبرزاده در 9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •