تبليغاتX
دادنامه

دادنامه

وبلاگ رسمی انجمن علمی حقوقی دادنامه

سایت  رسمی دیوان بین­المللی دادگستری اعلام نمود: در تاریخ 10 ژوئن 2010 قاضی توماس بونرگنتال به عنوان عضو دیوان بین المللی دادگستری(ICJ) از عضویت در دیوان استعفا نموده است. این استعفا از تاریخ 6 سپتامبر موثر است ومدت عضویت وی در تاریخ 5 فوریه 2015 اتمام می یابد.

سازمان ملل متحد  9 سپتامبر را برای انتخاب جانشین وی در شورا و مجمع عمومی تعیین کرده است. فرد انتخاب شده زمان باقی مانده از عضویت ایشان را تکمیل خواهد نمود.

 قاضی بوئرگنتال متولد لوبوچنای اسلوواکی در تاریخ 11 می 1934 است و دارای تابعیت آمریکایی است. قاضی توماس بوترگنتال از تاریخ 2 مارس سال 2000 به عضویت دیوان بین­المللی دادگستری درآمد.وی مجددا در تاریخ 6 فوریه 2006 به این سمت در دیوان برگزیده شد.

 چندی پیش قاضی استون قاضی دیوان عالی آمریکا  نیز از سمت خود کناره گیری کرده بود. هنوز از دلائل استعفای قاضی بونرگنتال، قاضی آمریکایی دیوان خبری منتشر نشده است. لازم به یادآوری است، قاضی شی جیویونگ چینی هم چند ماه پیش از عضویت در دیوان استعفا نموده بود.

دیوان بین­المللی دادگستری تنها رکن اصلی سارمان ملل است که درمقر سازمان مستقر نمی باشد.این دیوان متشکل از 15 قاضی ست که به مدت 9 سال  با امکان تمدید انتخاب می گردند.

                                   

دولت ها برای انتخاب قضات به 3دسته تقسیم می شوند.بر اساس یک قاعده عرفی در دیوان 5 قاضی از 15 قاضی منتخب متعلق به اعضای دائمی شورای امنیت هستند.

بر اساس اخبار واصله، چندی روز قبل گروه ملی ایالات متحده در دیوان دایمی داوری که اعضاء آن مشاور حقوقی فعلی و سه مشاور حقوقی اسبق وزرات امور خارجه آمریکا هستند، خانم ژان دونوغو (Joan E. Donoghue) که هم اکنون معاون مشاور حقوقی وزارت امور خارجه آمریکا است، را به عنوان قاضی دیوان بین المللی دادگستری انتخاب کرد. قطعیت قاضی شدن وی به حدی است که خانم هیلاری کلینتون، وزیرامور خارجه آمریکا، Nomination؟؟؟ ایشان را تبریک گفته و آن را تایید می کند. با خرسندی از اینکه خانم دونوغو پس از قاضی روزالین هیگینز انگلیسی، سومین قاضی زن دیوان خواهد بود.

لکن انتخاب خانم دونوغو آنچنان تحت الشعاع ملاحظات سیاسی قرار گرفته است که علیرغم عدم تدریس در آکادمی های حقوق و عدم شهرت علمی بر خانم لوسی رید، رییس سابق انجمن آمریکایی حقوق بین الملل (ASIL)، و دیوید کارون، رییس فعلی ASIL، ترجیح داده می شوند.حتی آن حقوقدانانی که اختصاص دایمی یکی از کرسی های دیوان را به اتباع آمریکایی یک سنت تلقی می کنند و مورد تایید قرار می دهند، علاوه بر اینکه وی را از حیث علمی شایسته جانشینی قاضی بورگنتال نمی دانند، علت انتخاب وی را جمع آوری رأی در دیوان به نفع آمریکا (در پرونده های مطروحه احتمالی) ذکر می کنند و عقیده دارند خانم دونوغو واجد شرط استقلال قاضی نیست .با اینحال به امید آن هستیم که قاضی دونوغو (قاضی آینده)در مرحله شور و تصمیم گیری برای رأی در دیوان با نشان دادن استقلال و ظرفیت علمی خود تمامی این گمان ها و تردیدها را نفی کند و بتواند در راه پیشبرد و تحقق اهداف حقوق بین الملل موثر باشد!                                 

آقای کمالی نژاد حاشیه ای بر این خبر نوشته اند: قانون نانوشته تا به حال این بوده که اتباع هر یک از پنج عضو دایم شورای امنیت به طور دایم در دیوان دارای کرسی باشند (به غیر از چین، آن هم در یک برهه زمانی خاص و در یک اوضاع خاص) اگر رویه سابق همچنان پابرجاست و قاضی جانشین، نیز باید از اتباع ایالات متحده انتخاب شود، بهتر است که با اصلاح اساسنامه دیوان، انتخاب قاضی جانشین به خود دولت آمریکا واگذار شود، چرا که نتیجه یکی است و هزینه نیز کمتر. رویه اختصاص یک کرسی به اعضای دایم شورای امنیت حتی در بین حقوقدانان آمریکایی نیز جا افتاده است، به عنوان مثال در ماه مارس که خبر استعفای قاضی بورگنتال به گوش رسید، برخی وبلاگ نویسان آمریکایی که خود از اساتید حقوق بین الملل هستند در صدد پیش بینی این بودند که کدام یک از حقوقدانان آمریکایی جانشین قاضی مستعفی خواهد شد و انتخاب قاضی تبعه آمریکا به جانشینی قاضی مستعفی را سنت قدیمی (long tradition) می دانند.

اما به نظر می رسد این کار نشان دهنده ی موافقت اعضا با این سنت قدیمی باشد و آن را به عنوان رویه ی عمومی تلقی کند حال اینکه  اگر اعتراضی بر فعل آگاهانه شورا در پروسه انتخاباتی آن باشد این روند ادامه نخواهد یافت.و بهتر است با این کار اجازه حق انتخاب برابر به کشورها داده شود واز آنجایی که قاضی منتخب با اکثریت آرا شورا و مجمع انتخاب می شود مطمئنا فرد شایسته ای خواهد بود و ادامه دادن این روند به علت سیاسی بودن این حق حتما به استقلال قضات دیوان لطمه خواهد زد.

ناگفته نماند که بسیاری از حقوقدانان آمریکا خود با این روند مخالف بوده وپیش بینی نهاد(Judge ad hoc) را تا حدودی جبران کننده ی این تبعیض می دانند.

منابع:

1.www.icj-cij.org

2.www.opiniojuris.org

3. وبلاگ اطلاعات حقوق بین الملل

4.وبلاگ حقوق بین الملل

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط زهرا اژئر  | 

هفته نامه ی ایران دخت در شماره ی جدید خود گزارشی از حضور زنان در پارلمانهای جهان ارائه کرده که مطالعه ی آن خالی از لطف نیست.روی لینک ها کلیک راست کنید و گزینه ی Save Target As را انتخاب کنید.

صفحه اول

صفحه دوم

 البته این جدول از روی سایت زنان در پارلمانهای ملی برداشته شده و جدول در آنجا شامل اشتباهات متن فارسی نیست.(از جمله اطلاعات در مورد ایران).می توانید جدول انگلیسی و اصلی را اینجا بینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  | 

در مورد مساله ی حقوق زنان گفتنی ها بسیار است.بسیار گفته شده ومطمئنا بسیار نیز گفته خواهدشد.بنده وارد بحث اصلی نمی شوم.فعلا مطالعه ای درباره ی این بحث ندارم.بنا براین نظراتم نمی تواند کاملا صحیح باشد.ضمن اینکه همین نظریات ناقص و پر شبهه را هم از دیگران دریافت کرده ام.البته دیگران نظرات خود را به خوبی بیان داشته اند وحتما نقص از جانب بنده بوده است.در هرحال خوشحال می شوم اگر نکاتی که به نظرتان می رسد را به اینجانب اعلام کنید.

قبل از اینکه نظرات خود را در مورد یادداشت های دوستان بیان دارم لازم است مطلبی ذکر شود:

گمان می کنم کلید بسیاری از مشکلات ما به خصوص در حوزه ی دین و حقوق توجه به دو نکته ی اساسی باشد:

مساله ی نخست ساحت عقلانی دین است.این نکته که روایات را با عقل خود امتحان نمایید و در صورتی که موافق آن بود بپذیرید؛مساله ی مهمی است.(البته این مساله وجود دارد که چه عقلی؟و عقل چه کسانی؟).به نظر می رسد با جهان قرن بیست ویکم نیز نمی توان با زبان تعبد دینی صحبت کرد.اگر روزی از دین دفاع عقلانی کنیم بزرگترین خدمتها را به آن نموده ایم.

مساله ی دوم نیزمساله ی کرامت ذاتی انسان فارغ از هر نوع عرض است.اگر برای انسان فارغ از صفات او ارزش قائل شویم،آنگاه مسائل ومشکلاتی چون حقوق زنان یا نژاد پرستی را نخواهیم داشت.

می توان تذکر داد که هر دو این مسائل در متن دین وجود دارد و می توان با نگاهی هرچند کلی،بارقه های آن را چه در قرآن وچه در روایات مشاهده کرد.

 

ابتدا نظر خود را در مورد مقاله ی جناب آقای مهدوی با عنوان ارزش وجودی زن..تغییر قوانین بیان می دارم.

 

الف)همان طور که در نظرات مربوط به این مقاله و در مباحثات شخصی اعلام کرده ام،مقاله ی ایشان نظم منطقی کافی ولازم برای یک مقاله ی علمی را نداشت.همان طور که آقا یا خانمی که با عنوان آشنای غریب نظر داده اند؛هدف آقای مهدوی را نمی توان از این مقاله دریافت.این نکته را نمی توان نقطه ی مثبتی در مورد یک مقاله ی علمی دانست.

ب)در مورد بیان احادیث مطرح شده انتقاداتی می توان وارد نمود:

 این مساله را افراد بسیاری به آقای مهدوی گوشزد کرده اند که این احادیث باید بررسی جامع وشاملی شوند.این بررسی باید در ابعاد سند شناسی،لغت شناسی وموقعیت شناسی صورت بگیرد.

در مورد محتوای احادیث نیز گفتی بسیار است.من در این مجال به چند نمونه اشاره می کنم و راه را برای ایشان و سایر دوستانی که قصد مطالعه وتحقیق در این مورد را دارند؛باز می بینم.

در مورد حدیث منسوب به حضرت امام صادق:

بترسيد از خدا در حق دو ضعيف : يتيمان و زنان

به نظر نمی رسدکه این حدیث بی ارزشی یا کم ارزشی زنان را نشان دهد.این حدیث می تواند ظلم به زنان در زمان بیان حدیث و اهمیت فوق العاده ی حقوق زنان نزد خداوند را بیان دارد.چنانکه احادیثی متضمن معنای اخیر وجود دارد که به آن اشاره خواهم نمود.

در مورد فرموده ی حضرت علی (ع) در نهج البلاغه:

النساء نواقص العقول و نواقص الایمان و نواقص الحظوظ

مرحوم دشتی در ترجمه ی نهج البلاغه ی خود در پاورقی این خطبه،ظاهر این روایت را مغایر آیات قرآن کریم،عقائد وفلسفه ی اسلامی بیان می دارند واعتقاد دارند که نقص در این فرموده ی علی (ع) به معنای تفاوت است ونه در مقابل کمال.این مساله را هم می توان اضافه نمود که ممکن است زنان با مدخلیت عواطف و احساسات خود در اعمال عقلی،با مردان در این مورد متفاوت باشند.

و در مورد مساله ی آفرینش حضرت حوا (ع):

باید گفت که در ادامه ی روایت وارد شده از حضرت صادق(ع)،آن امام همام به صراحت موضوع آفرینش حوا (ع) از دنده ی چپ آدم یا از اضافه ی گل او را نفی کرده و بر استقلال آفرینش حوا تاکید می کنند.(من لا یحضره الفقیه،جلد سوم.صص379 380)(منبع :کتاب جایگاه بانوان در اسلام،اثر حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی)

 

اما در مورد مقاله ی آقای عزیزی:

الف)استدلال ایشان در مورد کلمه ی"کید"را نپذیرفتم هر چند که اصل صحبت را می پذیرم.اگر بخواهیم مانند ایشان استدلال کنیم؛آنگاه صفتی چون مکر هم مذموم نخواهد بود،زیرا خداوند خود را در قرآن خیر الماکرین می داند.به نظر می رسد با 3 دلیل می توان به بحث در مورد ابن آیه پرداخت:

  1. در این آیه خطاب وجود دارد و خداوند می فرماید:کیدکن عظیم.شاید اگر خداوند قصد داشت این صفت را به همه ی زنان نسبت دهد از ضمیر غائب استفاده می نمود وخداوند در این آیه کید (فقط)آن زنان را عظیم و(شاید مذموم)می دانند.
  2. برخی از صفات برای برخی افراد ممدوح و برای برخی مذموم است.احتمال دارد که صفت کید برای زنان پسندیده وبرای مردان ناپسند باشد.همان طور که علی (ع) در خطبه ی 124 نهج البلاغه غیرت را برای زنان کفر آور اما برای مردان نشانه ی ایمان می دانند.(دلیل این مساله را نمی دانم.)شاید بتوان این نسبیت را در بستر زمان ومکان نیز نشان داد.
  3. بحث لغوی آقای عزیزی نیز گام دیگری در این راه است.

 

اما در مورد نظرات آقا یا خانمی که با نام"آشنای غریب"نظرات خود را بیان داشته اند:

الف)این شیوه ی نقد علمی نیست که با تخریب وتحقیر دیگران بخواهیم نظر خود را بیان کنیم.در نقد باید به دنبال اثبات خود باشیم و نه نقد دیگران.نویسنده ی این نظرات بار ها از شیوه ای غیر معمول برای نقد خود استفاده نموده اند.

در جایی مقاله ی آقای مهدوی را شایسته ی نقد نمی داند و درجایی خطاب به آقای عزیزی بیان می دارند که ایشان حتی یک واحد هم اصول پاس نکرده اند.قبل از آن هم مشکل ما را در آنجا دانسته اند که فکر می کنیم همه چیز را می دانیم.البته ما از این که احتمالا ایشان همه چیز را می دانند واینکه حداقل یک واحد اصول را پاس کرده اند خوشحالیم.

ب)فرموده اند:

شما هم می توانید با رجوع به آیاتی چند از کلام الله مجید از قبیل ((نسائکم حرث لکم ,زنانتان مزرعه ای برا شما مردان هستند)) که حتما از مثنوی مولانا وحتی از متواترات از حضرت رسول مستندتر است اگاهی یابی که واقعیات انچنان که تو می بافی نیست.واین قصه سر دراز دارد.....

سخن شما درست است.این آیه ای ازآیات قرآن و سخن خداوند است.اما من دلالت آن بر بی ارزشی زنان را نمی فهمم.

خداوند متعال در این آیه در مقام تشبیه هستند.خداوند ادامه ی نسل وتولید مثل را به کشاورزی تشبیه می نمایند.بسیار خوب.آیا این نشانه ی کم ارزشی زنان است؟اگر عینک های تیره را از چشم خود دور کنیم،می توانیم مسائل دیگری را از این آیه متوجه شویم:این که اگر مزرعه نباشد،کشاورزی و بذری نخواهدبود.در عین حال این آیه اهمیت تربیت فرزند برای خداوند متعال را نیز بیان می دارند.

ج)فرموده اند:

تازه فلاسفه معروفی همچون ملاصدرا آنچنان نظریات جالبی دارند که اگر برای اولین بار بخوانی یک علامت تعجب بزرگ بالای سرت سبز میشه مثلا ((زن فاقد فصل نفس ناطقه است ;پس زن آدم نیست ))

آقای عزیزی در مورد این سخن دو مورد بسیار خوب را گوشزد کرده اند.اول در مورد سندیت این نقل قول وسپس در مورد اینکه دلیلی ندارد که سخن را به خاطر بزرگی گوینده ی آن قبول نماییم.

 

اما نکاتی از نگاه خویش:

  1. در مورد احادیث یک روی سکه دیده شده است.اینجانب احادیثی از کتاب جایگاه بانوان در اسلام،اثر حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی می آورم.تمامی این احادیث منهای یک حدیث،از کتاب وسائل الشیعه آورده شده است.این کتاب جمع تمامی احادیث کتب اربعه غیر از احادیث تکراری آنهاست وکمتر می توان در سندیت احادیث شک وتردید روا داشت.بنده متن فارسی احادیث را می آورم اما راه را برای تحقیق دوستان ارجمند باز می دانم.

 

بهترین فرزندان شما دختران شما هستند                         

                                        پیامبر اکرم(ص)        سفینه البحار،جلد دوم،ص648

خداوند بر زنان مهربان تر است تا مردان                              

                                          امام رضا(ع)             وسائل الشیعه،جلد 15،ص 104

غضب خداونددرمورد هیچ گناهی مانندغضبی که در رابطه با رعایت نکردن حق زنان وکودکان می کند نیست.

                                       امام کاظم (ع)              وسائل الشیعه،جلد15،ص201

        بیشتر خیر در زنان است.                                               

                                        امام صادق(ع)                  وسائل الشیعه،جلد14،ص11

        سعادت مرد این است که دارای زن شایسته باشد.        

                                       پیامبر اکرم(ص)           وسائل الشیعه،جلد 14،ص 23

        چه بسا زنی که از مرد بهتر است.                                                                        

                                        امام صادق(ع)               وسائل الشیعه،جلد 14،ص 22

        چه بسا زنی که فهم وشناخت دینی او از مرد بهتر است.           

                                        امام صادق(ع)               وسائل الشیعه،جلد 8،ص 124

                                         

البته این جانب منکر احادیث لحن یا محتوایی که جهان امروز آنها را علیه زنان می داند نیستم.اما معتقدم دین را باید آن گونه که هست شناخت ونه آن گونه که می خواهیم.

 

  1. بسیار تاکید شده ومی شود که نقش اصلی زنان تربیت فرزند است.بنده با این نکته کاملا موافقم.اما این نکته را نبایدمساوی خانه نشینی وتبعات آن مفروض کرد.معمولا تربیت فرزند را مساوی خانه نشینی دانسته و خانه نشینی را مساوی جهل و عدم حضور در عرصه های زندگی اجتماعی.اما تجربه ای به نام حضرت زهرا (س) به ما می آموزد که وظایف مادری با علم و با حضور در اجتماع تعارض ندارد.ایشان به عنوان بانوی زنان جهان در عین انجام وظایف مادری وسایر اعمال خانه وخانه داری،استاد علمی زنان مدینه بودند.همچنین در هنگامی که دست وزبان علی (ع) بنا به جور زمان بسته شد؛این زبان غرای فاطمه است که لرزه بر مدینه می اندازد.در جهان امروز هم نمی توان بدون داشتن علوم مختلف من جمله علم روان شناسی ،فهم نسبتا دقیق از دین و علوم رایانه فرزند شایسته ای برای خودوجامعه تربیت کرد.نمونه های دیگری هم درتاریخ اسلام وجود دارد.آیا می توان تصورکرد که واقعه ی عاشورا بدون حضور حضرت زینب(ع) به چه پایانی می انجامید؟آیا می توان از توسعه ی اسلام دم زد و یادی از حضرت خدیجه (س) نکرد؟کنار هر مرد موفق زن موفقی قرار دارد.آیا می توان تصور کرد که امام خمینی (قدس سره)بدون تربیت مادر گرامی  وبدون کمک همسر مکرمه شان موفق به رهبری این انقلاب عظیم می شدند؟
  2. همان طور که در کلاس دکتر نیک پی عرض کردم و متاسفانه منجر به سوءتفاهماتی شد؛کلید گمشده ی حقوق زنان در دستان خود آنها است وآنهایند که می توانند با علم وآگاهی در کنار تلاش و در عین حال صبر،افق های روشنی برای خود تصویر کنند.در باره ی بحث های مطرح شده در وبلاگ هم انفعال خواهران نمایان بود .تا جایی که آنها با انتقادات یا توهماتی چون:

اگر این طور بود خود خواهران علیه یا نقد میکردند ویا مقاله ای در رد نظریات البته شریف اقای مهدوی انتشار میکردند .

یا

اماالاخر اینکه نظر اسلام درمورد زن چیست خودخواهران علیه داناترند;

یا

عجز و زبونی شما و امثال شما کاملا مشهود است بهتر نبود به جای بهانه قرار دادن وجهه ی دادنامه صادقانه اعتراف می کردید شما هم در یک شک عمیق به سر می برید و علاوه بر اینکه نمی توانید احادیث را تحلیل کنید هیچ حرفی هم برای دفاع ندارید.

روبرو می شویم.با جمع عناصری چون صبر وتلاش وآگاهی  است که زنان به دنبال احقاق حق خود می روند و دیگر راه رسیدن به حقوق خود را در مرد شدن نمی بینند بلکه به زن بودن خود افتخار می کنند.

دعوت(فیلم آخر ابراهیم حاتمی کیا)دیالوگ شاهکاری دارد.آقای شریفی نیا به خانم افشار-که در فیلم نام صوفی دارند-می گوید:

 

 

شاید صوفی شدن یک اتفاق باشد،اما صوفی ماندن آسان نیست.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  | 

ابتدا از نویسنده مقاله (( ارزش وجودی زن...تغییر قوانین)) تشکر میکنم که مطالبی در این زمینه گردآوری نموده اند اما نکاتی نا گفته مانده که به آن افزوده می شود: 

 

1. برای روایت احادیث به نظر میرسد که استفاده از زبان ترجمه شده به فهم مخاطب از موضوع لطمه وارد کند که در این متن شاهد نمونه های زیادی هستیم از جمله :

الإمامُ الصّادقُ) علیه السلام ): إنّما المرأةُ قِلادَةٌ فانظُر ما تَتَقَلَّدُ، و لَیسَ لِلمرأةٍ خَطَرٌ، لا لِصالِحَتِهِنَّ و لا لِطالِحَتِهِنَّ: و أمّا صالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُها الذَّهَبَ و الفِضَّةَ هِی خَیرٌ مِنَ الذَّهَبِ و الفِضَّةِ، و أمّا طالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُها التُّرابَ، التُّرابُ خَیرٌ مِنها

همانا زن کمند است؛ پس بنگر که چه کمندی به گردن می‌افکنی. برای زن ارزش و بهایی نمی‌توان تعیین کرد، نه برای خوب آن‌ها و نه برای بدشان. زن خوب، ارزشش طلا و نقره نیست؛ بلکه از طلا و نقره هم بهتر و ارزشمندتر است و زن بد، ارزشش خاک نیست؛ بلکه خاک هم از او ارزشمندتر است. معانی الأخبار،ج1، ص144

که در متن فوق گر چه کلمه قلاده در فارسی موجود است ولی امروزه همراه با جهش معنوی مورد استفاده قرار میگیرد که به معنای ((کمند )) است در حالی که نویسنده از آن به عنوان ((طوق)) یاد کرد. حال یک فارسی زبان با شنیدن قلاده چه فکری میکند و با شنیدن کمند چه فکری!!!  

لفظ کمند در اینجا نشان دهنده قدرت زن در اسیر کردن مرد است و این را هم میتوان در ادبیات عرب ,ادبیات فارسی و همچنین در قرآن مشاهده نمود :  

((فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ))   آیه 28 سوره یوسف 

12 چیز در قرآن عظیم بیان شده که یکی از آنها کید زنان است و در تفسیر  کلمه کید  گفته شده که به معنای  قدرت چاره اندیشی بالا است و به همین دلیل قدرت خلاقیت در زنان بالاست و صفت مذمومی نیست چرا که خداوند حکیم خود را کید کننده معرفی نموده (حسین الهی قمشه ای): 

 

إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْدًا (15)              آنان دست به نیرنگ مى‏زنند 

وَأَکِیدُ کَیْدًا  (16)                             و [من نیز] دست به نیرنگ مى‏زنم

سوره ی طارق

 

یک نویسنده انگلیسی : در خانواده مرد همچون یک درخت تنومند است و زن مثل پیچکی به دور او هنگامی که مشکلاتی جزیی به آنها رو میکند درخت مقاومت و حفاظت میکند اما وقتی یک رعد و برق به درخت اصابت کند این پیچک است که درخت را از فرو ریختن نگاه میدارد. (و این یکی از مظاهر کید خانمها است که مرد ها را از پرت گاه ها نجات میدهند)

 

2. در مورد احادیث دیگر تحقیقی به عمل نیامد ولی اما بر اساس محال بودن اجتماع نقیضین میتوان قضاوت نمود در مورد حدیث: 

 

((از ابو سعید خدری نقل شده است که حضرت رسول (ص) به حضرت امیرالمومنین (ع) وصایایی فرمود به این شرح : 

1- علی ! چون عروسی داخل خانه تو شود ، ... و عروس را تا هفت روز از خوردن شیر و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن پس حضرت امیر المونین (ع) گفت یا رسول ا... ! به چه سبب او را از اینها منع کنم ؟ فرمود : زیرا که رحم به سبب خوردن این ها سرد و عقیم می شود و فرزند نمی آورد وحصیری که در ناحیه خانه افتاده باشد بهتر است از زنی که فرزند از او بوجود نمی آید)) 

اولا که باید به زبان اصلی حدیث رجوع کرد ثانیا می توان رفتار خود ایشان را با همسرشان عایشه ملاحظه نمود . مولانا بر طبق حدیثی می فر ماید:  

 

                     آن که عالم مست گفتش آمدی             

                                                            کلمینی یا حمیراء میزدی (کلمینی= با من حرف بزن)

حمیراء یکی از القاب عایشه است                                       

3.سومین مطلب عدم توضیح احادیث است البته از خود نویسنده محترم انتظار نمی رود که بتوانند احادیث را تفسیر و تاویل کنند ولی می شود با رجوع به کتابها این کار را انجام داد .  

اهمیت این کار از این جهت است که خواننده ای که اطلاعات کافی ندارد دچار اشتباه نشود.

به عنوان مثال: 

 

به شخصی گفتند که چرا نماز نمیخوانی؟ گفت:((فویل للمصلین))(آیه 4 سوره ماعون),و اینجا هر کس که ادامه سوره را نداند حرف او را تصدیق می کند و فریب شخصی را می خورد که با حذف زمان و مکان و جایگاه جمله یا کلمه یا حدیث از مطلب می خواهد مقصود خود را محقق کند (البته من می دانم که نویسنده محترم چنین قصدی نداشتند.)     

الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿5﴾    آنان که از نمازشان غافلند

الَّذِینَ هُمْ یُرَاؤُونَ ﴿6﴾                      آنان که ریا مى‏کنند

وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ﴿7﴾                      و از [دادن] زکات [و وسایل و مایحتاج خانه] خوددارى مى‏ورزند

سوره ی مبارکه ماعون

و کسانی که می خوا هند سو ء استفاده کنند با هر مطلبی این کار را انجام میدهند. 

در پایان از نویسنده محترم دوباره تشکر میکنم که شبهاتی را وارد نمودند و باعث پیشرفت در این زمینه شدند.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط   | 

پوران دخت را مي شناسيد ؟  نه

خب طبيعي است شايد خيلي ها نخواهند پوران دخت شناخته شود .

در عهد ساساني براي زن هيچ حقوقي متصور نبودند . بر عکس دوران هخامنشي که زنان حقوق نسبتا برابري داشتند. در امپراتوري ساساني زنان وضع نا اميد کننده اي داشتند ولي از اين ستون به آن ستون فرج است !

پس از حکومت خسرو پرويز که طبق پيش بيني پيامبر (ص) با وضع نامناسبي کشته شد پسرش شيرویه به تخت نشست و 4  ماه زمام امور امپراتوري عظيم ساساني را به دست گرفت و تمام برادران و جانشينان خود را کشت پس از چندي و با توجه به اوضاع فوق العاده آشفته ي ساسانيان و عدم وجود جانشين مذکر پوران دخت دختر خسرو پرويز و مريم به عنوان اولين و آخرين امپراتور ساساني به قدرت رسيد. حکيم بزرگ توس فردوسي در شاهنامه در اين رابطه مي  گويد :

يکی دختري بود پوران بنام       چون زن شاه شد کارها گشت خام

 اين را در ابتداي بحثم بدين جهت مطرح کردم که بگويم :

در زماني که زنان از نظر قانوني داراي کمترين حقی نبودند يک زن به مقام امپراتوري مي رسد و خود را به عنوان يک دادگر واقعي در تاريخ معرفي مي کند حالاو در اين زمانه که ديگر جاي خود دارد .

در نوميدي بسي اميد است         پايان شب سيه شپيد است


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط مهدوی  |