تبليغاتX
دادنامه

دادنامه

وبلاگ رسمی انجمن علمی حقوقی دادنامه

جلسه زیر گروه اساسی یکشنبه ۲/۳/ ۸۹ با موضوع جلسات گذشته (چرا حکومت ولایی/چرا حکومت دموکراتیک) تشکیل خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط میلاد عزیزی  | 

1.چند هفته ی پیش برای سفر به شهرستان از اتوبوس استفاده می کردم.در اتوبوس به مطلب جالبی برخوردم.تقریبا از 50 کیلومتری تهران، تلویزیون روشن شد و فیلمی سینمایی برای مسافران پخش شد.در ادامه ی آن هم یک جنگ شاد.خوب اینجا این سوال مطرح می شود که اگر یکی از این مسافران به هر دلیل نخواهد آن فیلم را تماشا کند و یا اینکه اساسا بخواهد در اتوبوس کار دیگری کند(مثلا مطالعه کند یا بخوابد) باید چه کرد؟ مطلب آنجا بغرنج می شود که محتوای پخش شده با اعتقادات و حرمت های فرد در تضاد باشد.

2.چند وقتی است که به خاطر قضیه ای به مدارا با فاشیسم فکر می کنم.آیا می توان با فاشیسم هم مدارا کرد.در گفت و گویی با دکتر راسخ او این مورد را از موارد مدارایی خود استثنا کرد و در متنی دیگر هم این را خواندم.اما اگر جواب را عدم مدارا بدهیم هم دچار تالی فاسد خواهیم شد.هم چنین است مدارا با ظالم.

3.همان طور که می دانید و اگر نمی دانید بدانید که جلسه ی مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در مورد کوزوو از سه شنبه ی گذشته آغاز شد و از امروز قضات دیوان به شور خواهند رفت.برای دیدن نظر مشورتی ایران می توانید به اینجا ، برای دیدن سایر اسناد مربوط به این قضیه به اینجا و برای دیدن عکسهای جلسه می توانید به اینجا مراجعه کنید.

4.متاسفانه (یا شاید به نظر برخی خوشبختانه) گزارش عفو بین الملل در مورد حقوق بشر در ایران منتشر شد و این نهاد وضعیت حقوق بشر در ایران را اسف بار ترین وضعیت در 20 سال اخیر ارزیابی کرد.نمی دانم مسئولان در مورد این گونه گزارش ها چگونه برخورد می کنند.آیا آن را هم توطئه می دانند یا سعی می کنند بهانه را از دست دیگران بگیرند.

5.هفته ی پیش،متاسفانه،در سوییس یعنی پایگاه نهاد های حقوق بشری و از جمله نهاد های حقوق بشری سازمان ملل اتفاق نامبارکی افتاد و ساخت مناره ممنوع شد.این مساله طی یک رفراندوم به تصویب حدود 58 درصدی مردم سوییس و 22 کانتون از 26 کانتون موجود رسید و دولت سوییس کاملا با آن مخالف بود.یک حزب تندروی دست راستی و پوپولیستی به نام حزب مردم این رفراندوم را برگزار کرد و متاسفانه دموکراسی در مقابل دموکراسی ایستاد.این نیز نکته ای قابل تامل بود.در عین حال که باز هم رویارویی دموکراسی و پوپولیسم را مشاهده کردیم.

6.همین نزدیکی ها هم 30 سالگی قانون اساسی مان بود.قانونی که امروز به نظر می سرد باید بیش از هر وقتی به آن رجوع کرد و اصول- هرچند ناقص آن- را اجرا کرد.دوست خوبم در تورجان پست جالبی از نگاه حوزوی در اینباره نوشته است.اینجا

7.آخر هم اینکه تولد دادنامه مبارک.19 آذر.سالروز تصویب اساسنامه.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط م.م.آ  | 

 

اگه یه نگاهی به گردش ماه بندازیم سال قبل این چنین روزی بود که من و خانم مشرف به همراه خانم انصاری وپایدار اولین پست این وبلاگو  تو سایت دانشگاه گذاشتیم  .

 یعنی یه جورایی امروز تولده.

 اون روزا فکرشو نمی کردیم وبلاگمون انقدر زود بزرگ بشه ویک سال به این زودی بگذره.

اما  یه تشکر ویژه از مسئول وبلاگمون(آقای مسجدی) که به قول خودشون بابای دادنامه ان و اولین هدیه رو هم ایشون به دادنامه دادن.

ممنونم ازهمه ی بچه هایی که تو این مدت به بزرگ شدن وبلاگمون کمک کردن واز دوستانی که در این وبلاگ مطلب داشتن وامروز جز بچه های دادنامه نیستن.(آقایان جبلی ،اکبرزاده وقلی زاده)

باز هم این روز رو به وبلاگمون تبریک می گم

با آرزوی بهترین ها

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط زهرا اژئر  | 

در آستانه ی میلاد دادنامه

از این پس     WWW.Dadname.IR

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط مدیریت  | 

زیرگروه روز تاریخ موضوع
مدنی شنبه ۲۸ آذر از ماده ی ۲۰۰
جزا یک شنبه ۲۹ آذر تعریف کودک
حقوق بشر دوشنبه ۳۰ آذر

بررسی و تحلیل رای اخیر مردم سوییس به ممنوعیت ساخت مناره با حضور آقای دکتر امیر ارجمند

اساسی سه شنبه ۱ دی ادامه ی ممنوعیت جمع مشاغل-اصل ۱۴۱

فلسفه حقوق

اعلام     می شود

اعلام می شود اعلام می شود

 

*زیرگروه ساعت ۱۲:۱۰ در یکی از کلاسهای طبقه ی سوم دانشکده برقرار است.جلسه ی زیرگروه حقوق بشر  از ساعت ۱۱:۴۵ تا ۱۳ در اتاق ۲۰۳ برگزار می شود.

*حضور تمامی دانشجویان بلا مانع است.

* دفتر انجمن در روزهای شنبه،یکشنبه و چهارشنبه(صبح) و سه شنبه (بعد از ظهر) در اختیار دادنامه است.

* زیرگروه بین الملل با صلاحیت اعضا و ریاست آن تا انتهای ترم جاری جلسه ای برگزار نمی کند.

*جلسه ی اول زیرگروه حقوق بشر دادنامه با موضوع "بررسی و تحلیل رای اخیر مردم سوییس به ممنوعیت ساخت مناره" با سخنرانی آقای دکتر اردشیر امیر ارجمند از ساعت ۱۱:۴۵ تا ۱۳ در اتاق ۲۰۳ برگزار می شود.

*نشست اولین سال فعالیت دادنامه روز یکشنبه ۲۹ آذر از ساعت ۱۶:۴۵ تا ۱۷:۴۵ در اتاق ۳۰۵ برگزار می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط مدیریت 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زیرگروه

                موضوع

ساعت

بین الملل

 وفاق های غیر قراردادی

10-9

جزا

مکتب عدالت مطلق

11-10

مدنی

مدنی۳-مواد ۱۸۳ تا ۲۱۸ مکرر قانون مدنی

با منبع:قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی دکتر کاتوزیان

12-11

اساسی

زمینه های مدارا

13-12

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط مدیریت  | 

هفته ی پیش به دلیل آلودگی هوا؟؟ تعطیل شد و ما این هفته اولین جلسه ی دادنامه ی را در تابستان برگزار می کنیم. ان شاء الله.البته اگر خس و خاشاک بگذارند.{این طوری هم نگاه نکنید.شما ذهنتان منحرف است.مطمئن باشید.}

اما معرفی یک سری منابع برای جلسات این هفته:

۱.حقوق اساسی با موضوع مدارا

مقاله ی آقای آشوری که دکتر راسخ معرفی کرد.اینجا

نقد دکتر حنایی کاشانی به آن مقاله.اینجا

در باب تسامح-حنایی کاشانی اینجا و اینجا در انتهای یکی از مقالات لینک های خوبی برای مدارا و تسامح هست.

پرونده ی شهروند امروز برای مدارا اینجا

۲.حقوق بین الملل

اندیشه ی قم---پاسخی به این شبهه که:

الحاق ايران به اعلاميه جهاني حقوق بشر ، به معناي پذيرش حقوق بشر غربي است..اینجا

یک مقاله ی نیمه مرتبط---PDF---اینجا

می توانید حق شرط را در سایت اطلاعات نشریات کشور سرچ کنید.

۳.حقوق جزا

اگر همه بتوانیم از روی این کتاب

محسني، مرتضي؛ دوره حقوق جزاي عمومي، تهران، انتشارات گنج دانش، 1375

مکاتب را بخوانیم خوب است.در عین حال ۳ کتاب آقایان اردبیلی،نوربها و صفاری هم می تواند مورد استناد باشد.

همه می توانند این پست را کامل کنند.

ضمنا از استقبال بی نظیرتان از پست قبلی ممنونم!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 8:7 بعد از ظهر  توسط مدیریت  | 

روز سه شنبه

مورخ ۱۶ تیر ماه ۱۳۸۸

زیرگروه موضوع ساعت
اساسی تسامح-چرایی؟ ۹ تا ۱۰ صبح
بین الملل حق شرط با نگاهی به عملکرد ایران در مورد میثاق اجتماعی سیاسی حقوق بشر ۱۰ تا ۱۱
جزا مکتب حقوق جزای اسلام ۱۱ تا ۱۲
مدنی انواع مال(رویکرد به قانون) ۱۲ تا ۱۳

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط مدیریت  | 

روز تاریخ زیرگروه موضوع
شنبه 26 اردیبهشت اساسی تسامح-مقاله ی آقای ضیاء موحد(فراتز از تسامح)
یک شنبه 27 اردیبهشت مدنی مواد قانونی
دوشنبه 28 اردیبهشت بین الملل معاهدات
سه شنبه 29 اردیبهشت جزا رابطه ی علیت
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط مدیریت  | 

1.دوستانی که کارت خرید یارانه ای کتب خارجی نمایشگاه کتاب را خریداری کرده اند در جریان باشند که روز خرید برای دانشجویان مقطع کارشناسی منحصرا روز یکشنبه 20 اردیبهشت است.

 

2.روز شنبه و یک شنبه اولین همایش تخصصی حقوق مطبوعات در دانشگاه تهران برگزار می شود.از اساتید ما[ورودی 87] هم آقای دکتر راسخ برنامه دارند.این جدول برنامه هاست که از وبلاگ دوستانمان در حلقه ی حقوقی دانشگاه تهران برداشتم:

 

شنبه12اردیبهشت

حقوق اساسی 13 ـ 9

آیین دادرسی 17ـ 14

دکتر عباس کریمی

سخنرانی افتتاحیه

آقای بهمن کشاورز

جرایم مشمول مرور زمان در مطبوعات

 

دکترحسین مهرپور

هیات نظارت و نقش آن در تامین و تحدید آزادی مطبوعات 

دکتر حسین آبادی

(تعطیلی موقت و ماده 13 قانون اقدامات تامینی)

 

دکتر ناصر کاتوزیان

(تفسیر مفهوم اصل آزادی مطبوعات)

دکتر نجفی توانا

(صلاحیت و تعارض صلاحیت در جرایم مطبوعاتی)

حضرت آیة الله عمید زنجانی

 (حقوق مطبوعات از دیدگاه قانون اساسی)

دکتر محمود آخوندی

 (هیئت منصفه)

 

آقای کامبیز نوروزی

 (مقتضیات و حق های اساسی مطبوعات)

 دکتر محمد راسخ

 (مطبوعات و دموکراسی :آزاد اما اخلاقی)

دکتر غلامحسین الهام

 (مسئولیت کیفری در جرایم مطبوعاتی)

 

 

 

 


یکشنبه 13 اردیبهشت

حقوق خصوصی  9 تا 13 

حقوق کیفری 17ـ 14

دکتر منتظرقائم

(حریم خصوصی)

دکتر محسن رهامی

(جرایم مطبوعاتی و مفهوم آن)

 

دکتر مصلی نژاد

 (اقتصاد و مدیریت مطبوعات ایران)

دکتررضا ویژه

 (اختلاف اصل 24 قانون اساسی و قانون مطبوعات)

دکتر ضیائی فر

(جایگاه حقوق و تکالیف رسانه ها در پرتو چشم انداز بیست ساله)

دکترمحسن اسماعیلی

ارائه مقاله برگزیده

دکتر عباس شیری

(آیا اقدام علیه امنیت ملی می تواند جرم مطبوعاتی باشد؟)

دکتر باقر انصاری

(حق دسترسی به اطلاعات برای روزنامه نگاران)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آقای وحید پوراستاد

نقد رویه قضایی

- اصرار و تکرار در جرایم مطبوعاتی

- نشر اکاذیب : شاکی خصوصی یا دادستان؟

- آیا نویسنده در کنار مدیر مسئول محاکمه  می شود؟)

 

دکتر خیرالله پروین

(اختتامیه)

 

3.برنامه ی این هفته ی [از شنبه 12 اردیبهشت تا جمعه 19 اردیبهشت] دادنامه هم تغییری کوچک داشته که به این صورت است:

 

روز

زیرگروه

موضوع

ساعت

یک شنبه

 ۱۳ اردیبهشت

مدنی

مقدمه ی کتاب آقای کاتوزیان

۱۱/۴۵ تا ۱۳

سه شنبه

۱۵ اردیبهشت

جزا

مکتب کیفری اسلام وعدالت مطلق

۱۱/۴۵ تا ۱۳

یک شنبه

۲۰ اردیبهشت

بین الملل

حقوق معاهدات

۱۱/۴۵ تا ۱۳

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  | 

لازم به ذکر است کلیه ی جلسات در اتاق ۳۰۴ برگزار خواهد شد و هرگونه تغییر به اطلاع اعضا خواهد رسید.

نام زیرگروه

روز هفته

تاریخ

موضوع

ساعت

حقوق اساسی

شنبه

۵ اردیبهشت

دولت و رابطه ی ملت با آن

11:45 تا 13

حقوق جزا

دوشنبه

۷ اردیبهشت

مکاتب کیفری

11:45 تا 13

حقوق بین الملل

شنبه

12 اردیبهشت

حقوق معاهدات بین المللی

11:45 تا 13

حقوق مدنی

دوشنبه

14 اردیبهشت

مقدمه ی کتاب دکتر کاتوزیان

11:45 تا 13

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط مدیریت  | 

باسمه تعالی

 

انجمن علمی حقوقی دادنامه در نظر دارد؛با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری نشستی در مورد این مقام  و همچنین انتخابات ریاست جمهوری با رویکردی حقوقی برگزار نماید.لذا از کلیه ی علاقمندان در خواست می شود،حضور خود در این نشست و همچنین موضوع انتخابی خود را به آدرس پست الکترونیکی انجمن ارسال دارند.

E-mail: dadname.law@gmail.com

موضوعاتی که تا به حال انتخاب شده اند:

  1. توصیف و تبیین اختیارات ریاست جمهوری در ایران با بررسی تطور زمانی.
  2. بررسی قانون انتخابات ریاست جمهوری در سیر زمان.
  3. ریاست جمهوری زنان در نظام حقوقی ایران.

لازم به ذکر است که نشست در دهه ی اول خرداد ماه سال جاری برگزار شده و مهلت ارائه ی مقالات تا اول خرداد ماه است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط مدیریت  | 

امروز می خوام یه کتاب دیگه بهتون معرفی کنم البته شاید زیاد با حقوق مرتبط نباشه .

ولی اگر خوب دقت کنیم مربوط میشه .

 فکر میکنم این کتاب مربوط به یکی از ناشناخته ترین حقوق های زندگی ما باشه .

نمی دونم شاید یه روزی در مقطع کارشناسی ارشد تو همین دانشگاه خودمون یه رشته هم به نام حقوق النفس ایجاد بشه .

یه توصیه  اگه می خوای توی کارت تبریکی که به مناسبت های مختلف به دوستت هدیه میدی

یه جمله توپ بنویسی علاوه بر کتابهای "جبران خلیل " کنفسیوس "ودیگر اندیشمندان بزرگ  می تونی به این کتاب سر بزنی . بهت قول می دم خیلی زود باهاش صمیمی میشی.

نام کتاب : طوبای محبت 1 و2 و3

جمع آوری مجالس انس حاج محمد اسماعیل دولابی
نام ناشر : طوبای محبت

چند جمله کوتاه برای آشنایی با این کتاب ونویسنده مهربون ودوست داشتنی اون (گفتم که خیلی زود صمیمی میشی)

خدا همه وقت خداست وماه هم به یاد او هستیم.هراندازه با خدا هستی، هستی والا نیستی.

منعم بهتر از نعمت است مبادا نعمت شما را ازمنعم غافال کنند.

خداوند فراموشی را که بیهوده نیافریده است.فراموشی را آفریده است که غیر او را فراموش کنیم.

محبت فراموشی می آورد .محب فقط محبوبش را می شناسد.
هرآینه خدا با ماست ما با خدا نیستیم،اوبا ماست.

هزار غم به دل صاحب خانه است که یکی به دل مهمان راه ندارد.در زندگی خودت را مهمان خدا بدان تا راحت شوی.

اکر مایلید بیشتر درباره نویسنده کتاب بدونید روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:11 قبل از ظهر  توسط زهرا اژئر  | 

لازم است به سوالات رایجی در مورد دادنامه پاسخ دهم.

اول اینکه شما چه می کنید؟

رویه ی ما این است که برای خود زیرگروههایی تشکیل می دهیم.این زیرگروهها با پیشنهاد فرد و یا افرادی و با عضویت حداقل 3 نفر به رسمیت می رسند.آن گاه کار اعضا آغاز می شود.موضوعاتی که ترجیحا متناسب وحتی هماهنگ با سرفصل های درسی روز است تعیین می شود و از اعضا می خواهیم که با مطالعه ی منابع دلخواه مقاله ی خود را ظرف 2 هفته به جلسه ی بعدی زیرگروه ارائه کنند.مقاله ها بعد از مدتی در وبلاگ نیز به نمایش گذاشته خواهد شد.زیرگروهها شامل تمامی رشته های کارشناسی ارشد حقوق در کنار زیرگروهای میان رشته ای و زیر گروههای ناظر به فقه است.

شرط عضویت در دادنامه چیست؟

ما برای عضویت در دادنامه شرط خاصی نداریم.اما...اما باید دانشت که چرا اعضای محدودی داریم؟ زیرا نمی توانیم با اعضای بسیار زیاد نظارت لازم را بر اعضا داشته باشیم.چه نظارتی؟نظارت بر فعالیت علمی اعضا.توقع داریم اگر کسی از حاصل زحمات اعضا استفاده می کند؛خود نیز چیزی بر بار علمی آنان بیفزاید.نگرانی های دیگری هم داریم.مثلا اینکه با گسترش بالا و عدم توانایی در نظارت،با شور جوانی اعضا به طرف ابتذال و شوخی کشیده شویم و از هدفهای خود باز مانیم.با این حال با ابراز علاقه ی افراد در آغاز هر ترم پذیرای آنان در جمع دادنامه ای ها خواهیم بود.

آیا دادنامه ای بودن به درس ما لطمه ای نمی زند؟

برای پاسخ به این سوال باید چند مقدمه را عرض کنم.

اولا اینکه دادنامه یک فعالیت فوق برنامه است.طبیعتا کسانی که برنامه ی درست ودرمانس دارند مس توانند از دادنامه حداکثر بهره را ببرند.

دوما اینکه من(ما؟) به نکته ای اعتقاد داریم و آن این است که ما نباید چون کرم ابریشم خود را در پیله ی تنگ دروس و کتب و منابع درسی محدود کنیم.باید به سمت آسمان بی کران علم برویم.میان رشته ای شویم و حتی از هنر برای علم خود بهره گیریم.امروز چه کسی می تواند زبان گویای فیلم را نادیده بگیرد و به نظر من(ما؟)عالم کسی است که از همه ی پدیده ها در جهت علم خود بهره گیرد.

با این وجود،ما باز هم جهت فعالیت های خود را متناسب با برنامه ی درسی و متون درسی انتخاب کرده ایم تا این نگرانی ها را نیز برطرف کینم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  | 

شاید برای پاسخ دادن به این سوال خیلی دیر باشد.جای این یادداشت در ابتدای پست((post))های ما خالی است وحالا در پست های حدود شماره ی 70 به این سوال پاسخ می دهیم.اما بحث ماهی است و آب و دیر نبودن.

 

حدودا آذر ماه بود که جو دانشگاه را مطلوب ارزیابی نکردم.گسست بسیاری در میان جمع دانشجویی احساس نمودم.عدم شناخت از یکدیگر و تلاش فردی برای موفقیت فردی آفاتی بود که مرا به طرف شروع یک فعالیت جمعی برد.مساله را با جمعی از خواهران مطرح کردم و متوجه شدم که آنان نیز چنین دغدغه ای دارند.وبلاگی ایجاد کرده اند و به دنبال فعالیت گروهی هستند.قرار شد بنده اساسنامه ای بنویسم که نوشتم و دادنامه رسما در 19 آذر ماه 1387 متولد شد.

تاریخچه را گفتم و حالا به ماهیت می پردازم.این که دادنامه چیست؟دادنامه مختصات ذیل را دارد:

  1. گروه است:انجمن است و اعضا را به سمت"فعالیت جمعی برای موفقیت فردی و جمعی"متوجه می کند.
  2. علمی است:به تضارب آرا وآزادی بیان در محیط علمی معتقد است.پژوهش را بسیار ارج می نهد.راه موفقیت را تنها در درس خواندن نمی داند.[من بین درس خواندن و علم فرا گرفتن تفاوت قائلم.]به تقریب میان رشته ای علاقه مند است واز نقد با موضع علمی و کارشناسی استقبال می کند.
  3. حقوقی است:اگز از مطالب سایر رشته ها استفاده می کند؛ می خواهد از نتایج حاصل آن رشته ها در امور حقوقی بهره گیرد.اظهار نظر سیاسی نمی کند.[چرا؟1.یا اظهار نظر سیاسی،اظهار نظر های علمی خود را تحت الشعاع قرار می دهد.2.احتمالا هزینه ی زیادی را می پردازد و فایده ی اندکی نه تنها برای  خود بلکه برای جامعه دشت می کند.3.هدف جمع شدن حول محور دادنامه سیاسی نیست.].دادنامه به ارتقای نظام حقوقی کشور علاقه مند ومتعهد است.
  4. دانشجویی است:این ویژگی دائمی ما نیست.ما[ان شاء الله] فعالیتهای خود را بعد از دانشگاه نیز ادامه می دهیم.این ویژگی ناظر به این مطلب است که گاهی یادداشت هایی درباره ی دانشگاه(اعم واخص:دانشگاه شهید بهشتی)منتشر می کنیم.(مظروف ما با طرف ما بی ارتباط نیست.)گاهی نیز برای تلطیف فضای خشک حقوقی از عکس ها،کاریکاتورها و سایر مطالب بهره خواهیم گرفت.

در پایان هم می خواهم خواهشی کنم و سخنی بگویم.خواهش این است که دادنامه را آنطور که هست بشناسید نه آنطور که تصوراتتان می گویند.از ظن خود یار دادنامه نشوید و رنج گمان ها را بر رنج تحقیق و علم نیفزایید.سخنم هم پاسخ سوال دوم عنوان این مطلب است.دادنامه ای کیست؟پاسخ را در کارت تبریک عید مان نوشتیم:

خوشا آنان که غم دارند.....

به امید جهانی با صلح،آزادی و عدالت

اساسنامه ی دادنامه را هم در ادامه ی مطلب بخوانید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  | 

شنبه   ۲۲ فروردین      اساسی          دولت

۲شنبه  ۲۴ فروردین      جزا               مکاتب کیفری

۳شنبه  ۲۵فروردین      مدنی           مال

شنبه    ۲۹ فروردین     بین الملل     مطالعه و بحث ۳۰ صفحه ی ابتدایی جزوه ی آقای دکتر بیک زاده

۳شنبه  ۱ اردیبهشت  انگلیسی     جرم و مجازات

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط مدیریت  | 

با تبریک مجدد سال نو و آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان

در سال جدید هم مطابق سال گذشته به فعالیت خودمان ادامه می دهیم.البته شاید با نظر اعضای محترم کمی رویکرد درسی تری را برگزینیم.به این معنا که کمی به متون درسی خودمان توجه بیشتری کنیم.البته این به این معنا نیست که تا به حال توجه نمی کردیم و یا اینکه الان می خواهیم گروه را صرفا به مطالعه ی دروس متوجه کنیم.امتحانات نزدیک است و ما هم می خواهیم که در دروسمان موفق باشیم.

اما گلایه هم دارم.مدتی است فکر می کنم که انجمن و انجمنی ها سرد شده اند.شاید کمی از شور ابتدایی کم شود،اما نباید به معنای دلسردی و بی تحرکی باشد.از دوستانی که قول دادند بهاریه بزنند و نزدند هم گلایه دارم.بگذریم.جای گلایه شاید اینجا نیست.

حالا وقت برخاستن است.ریاضی دانان می نشینند زیر درخت تا سیبی بیفتد.ما خودمان سیب ها را می چینیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  | 

این یادداشت می توانست عنوان دیگری هم داشته باشد.مثل این:

چرا دو پست را حذف کردم؟

کسانی که با بنده آشنایی دارند وهمچنین دوستانم در دادنامه می دانند که من به شدت با این اعمال مخالفم.در وبلاگ شخصی خود این مسائل را انجام نمی دهم و در دو جلسه ی شورای مرکزی انجمن هم که بحث از فیلتر گذاری بر یادداشت ها شده،به شدت مخالفت خود را با این مساله اعلام نموده ام.اما چه شد که دو پست جناب آقای بردیا جبلی را حذف نمودم؟

پاسخ اجمالی در تیتر این یادداشت نهفته است.مساله ی انجمن ما مسائل صنفی و دانشجویی نیست.نه اینکه بخواهم از اهمیت این مسائل بکاهم یا شان خود را برتر از این موارد نشان دهم.خیر.

ما در انجمن اهدافی علمی و حقوقی داریم.ما می خواهیم خود را ارتقا دهیم(از نظر علمی)وخدمتی حقوقی به جامعه ارائه دهیم.

اما سوالی مطرح می شود که چرا ما به مسائل صنفی بی توجه هستیم؟

شاید بتوان دلیل اصلی را در آنجا یافت که متاسفانه مسائل صنفی به سرعت سیاست زده می شود.دوستان توجه دارند که مدعایی مطرح می شود که افراد احضار شده به کمیته ی انظباطی دانشگاه به جهت مسائل صنفی فراخوانده شده اند؛حال اینکه اتهام یکی از آنان عضویت در فرقه ی ضاله ی بهاییت است.و وای به آن روزی که من(ما؟) طرفدار این فرقه باشیم یا حامی اعضای آن.

سوالی دیگر هم هست که چرا وارد سیاست نمی شوید.اینجا هم دلایل مختلف است.اما تنها به یک نکته ی ان اشاره می کنم و آن تلاش برای دوری مسائل سیاسی از مسائل علمی است.

اینجانب به عنوان مدیر این وبلاگ وظیفه ای که شورای محترم مرکزی انجمن علمی حقوقی دادنامه به عهده ی من گذاشت را انجام داده ام .هرچند که خود معتقد به این عمل (در این مورد خاص) هستم.

از جناب آقای بردیا جبلی هم که ممکن است از این رفتار ما دلخور شده باشند عذر خواهی می کنم.هرچند که وطیفه،وظیفه است و قاعده،قاعده.

از دوستانی که نظات خود در این رابطه را اعلام نموده اند نیز عذر خواهی می کنیم.

سال نویتان مبارک.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط مدیریت  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیم به پروفسور فضل الله رضا، که امروز هر چه بر کلک بریده ی زبان آید دختر فرنگی زاده ی زرین گیسوان فکرت اوست، با لباسی عاریه از مرداب پر تلاطم من.

***

چندی است در این خشکسالی که بر بوستان فرهنگ ایران می گذرد،خود را در ناحیتی نا پیدا کرانه می یابم که ریاحین "چرا " در گلستان اختیار، به کل جای خود را به بوته های "تقلید " شوره زار جبر داده اند.

***

تمام سال 87 زیر لب زمرمه می کردم:

چه شب به جیب تفکر فرو نهادم سر           مگر بدانم رمزی ز چرخ پر از راز

گرفت حیرت و دهشت همی گریبانم           چو صعوه ای که درافتد به چنگل شهباز

میان ما و حقیقت هزارها فرسنگ              نه پشه یارد پرش به آشیانه باز

نه خود شناختم و نه رموز خلقت خویش     نه سرنوشت وسرانجام خویش ونی آغاز

چه گویمت که چسان روز و شب تبه کردم    به جهل وغفلت وا ندیشه های دور ودراز

***

جناب عقل می گفت:

جان پرور است قصه ارباب معرفت          رمزی برو بپرس و حدیثی بیا بگو

نیک می دانستم:

این سخن هم ناقص است و ابتر است    آن سخن که نیست ناقص ازآن سر است.

همچنین هر کتاب علمی و فلسفی با همه خرده بینی ونکته پردازی در یک کلمه ندانستم خلاصه می شود و هر تحقیق حکمی در ادراک اسرار آفرینش سرانجام به سر منزل ناتوانی و نادانی می رسد و ما اگر دنبال علم و معرفت را گرفته ایم، به امید آن است که پا را از دایره جهل مرکب بیرون بگذاریم و نیک بدانیم که هیچ نمی دانیم.

از این رو آن مختصرنوشتم و اگر در نگارش آن مشکلی از پیش پایت بر نداشتم، باری سنگی گران به شیوه ی اهل تظاهر بر گذرگاه فکرت نگذاشتم.اگر دسته گل شادابی از بوستان خاطر، ارمغان دوستان نساختم،خاری هم در پای اندیشه ی کس نخلیدم.

گر دسته گل نیاید از ما          هم هیمه دیگ را بشائیم

***

حکیمی گفت:

درره عشق نشد کس به یقین محرم راز     هر کسی بر حسب فکرگمانی دارد

.می گفت: گمان نمی برم، هیچ محرم دل را در نهان خانه ی آفرینش راه باشد تا ار آن بوستان، دامن گلی ارمغان دوستان فرستد.

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان     کدام محرم دل ره در این حرم دارد؟

بیان ما در شرح کارگاه آفرینش بدان می ماند که گل های باغ در محفلی گرد آیند و در تاریخ حیات باغبان و آرایش باغ و انواع گل ها دفتری بپردازند.گلی که عمرش از اردیبهشت به خرداد نمی کشد، از جریان زندگانی باغبان کهن سال چه می داند؟سوسن آزاده باده زبانش از راز گل های باغ چه خبر دارد؟

***

به مقتضای عشق و کنجکاوی قدم در راه گذاشتم و مست سفر نجوا می کردم:

یا رب این کعبه ی مقصود تماشاگه کیست   که مغیلان طریقش گل ونسرین منست

وهم و فهم عقل و استدلال و هر مایه ی دیگر که داشتم، بر گرفتم به پای طلب به جستجو پرداختم و در بیابان های سرد و تاریک جهل مرکب با وحشت و خستگی و نا توانی و امید ونا امیدی دست به گریبان شدم.

گاهی عقلم از استدلالات مجرد به ستوه می آمد، گریان و نالان فریاد می زدم : معلومم شد، که هیچ معلوم نشد.باز آشفته می رفتم و خار مغیلان را به تن پرنیان می گرفتم.خاک آستانش را کحل بینش می ساختم و دیوانه وار وصلش را به جان می خواستم. در عین ناکامی و ناتوانی و نومیدی ندای امید را می شنیدم که مانند قافله سالار، پیشاپیش کاروان طالبان خسته علم و رهروان مانده ی طریق ندا در می دهد که :

ای سرمایه داران گوهر فروزان جان و ای مجمرهای آتش سوزان عشق بر خیزید و در طلب حقایق روان شوید، این گداخانه ی ماده را که عرصه ی جنگ و آز و خودپرستی است، بدرود کنید.بروید و بر فراز آسمان ها خیمه بکوبید، انجا تجلی انوار، جمال همه را غرق زیبایی و سرور می کند . بر در کرمش دلی دژم نمی ماند.من بر پیشانی شما می درخشم ،تا این راه دور و شب تاریک را بپیمایید.باشد که سحر گاهان نسیم آشنایی همگان را بنوازد.

همه شب دراین امیدم که نسیم صبحگاهی     به پیام آشنایی، بنوارد آشنا را

با خود گفتم اگر راه دراز و مقصد نا پیداست، باز به لذت ادراک معنی می ارزد و در پایان این کشش و کوشش، عقل کل چهره می نماید و بخشی از راز جهان جلوه می کند.مدتی مدید راهرو این طریق بودم.از خرمن دانشمندان بهره می گرفتم. اما هر چه پیشتر تاختم نه از گمشده خود اثری دیدم و نه از باد صبا بوی پیراهنی شنیدم.

گاهگاه از دور نقش آبی می دیدم.می پنداشتم آنحا چشمه ی حقیقت است و زلال معرفت بر دامنش جاری.اگر آن جا برسی پیشانی ستارگان را می بوسی، در کنار ماه و پروین می نشینی، قلم در کف تیر می شکنی، خندان و سر مست و رقص کنان به خلوتگه خورشید می رسی و کلاه از سر مهر می ربایی.

کمتر از ذره نئی، پست مشو مهر بورز      تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

به شوق جمال و آرزوی وصالش دیوانه آسا می تاختم، می رفتم و می رفتم و چون نزدیک می شدم، خانه ی آرزویم را نقش بر آب و کعبه ی آمالم را غرقه ی سراب می دیدم.حیران وسرگردان، گریان و نالان گم کرده ی خویش را می جستم و می گفتم :

چند کنم ترا طلب، خانه به خانه در بدر      چند گریزی ازبرم گوشه به گوشه کوبه کو

یک شب ستاره ی سحری، کوکب بختم را راهبری کرد، سحرگاهان به خراب آبادی رسیدم، پرسیدم این جا کجاست؟ پیر روشندلی گفت :"کشور نادانی"

گفتم :برای خدا من ناتوان را راهی بنمای که از معرفت خواهی و حقیقت جویی به جان آمده ام، دنبال دانایی می گشتم، به دیار نادانی رسیدم، لذت وصال می جستم، به رنج فراق گرفتار شدم.

پرسید: با چه آمده ای؟ گفتم با مرکب عقل و استدلال.گفت: خوش آمدی، اما بدان اگر هزار سال دیگر هم با پای چوبین بتازی، این وادی را به پایان نخواهی برد.گفتم: خدا را با من سخنی بگوی، ازکوی یار نشانی بده و گرهی بگشای.گفت :

با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم         یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هرشبنمی دراین ره صد بحرآتشین است     دردا که این معما شرح و بیان ندارد

در پیش افتادم و دست از دامنش نکشیدم، گفتم: عاشقی بی قرار و سرگردانم، در آرزوی خاک آستانش سوختم، هزار بلاکشیده ام تا به این جا رسیده ام ،حالی از بهر خدا یک نفس گره از پیشانی بردار، نظری بر این دل سرگشته خراب انداز و اشارتی فرمای :

نفسی یبا و بنشین، سخنی بگو و بشنو       که ز تشنگی بمردم بر آب زندگانی

باری به گریه دلش مهربان کردم، خرامان خرامان در کشور نادانی به تفرج پرداختیم، آهسته آهسته سخن در میان افتاد. پرسیدم: به کجا رفتند آن کاروان های علم و معرفت که از چندهزار سال پیش چراغ برداشته به جستجوی خقیقت شدند؟

گفت: بسیاری در وادی های پهناوراین کشور سرگردانند، برخی همین جا رحل اقامت افکنده اند، قلیلی این راه را به سر برده و از حاشیه افق بر اقیانوس بی کران حقیقت نظر کرده اند. در ورای کشور پهناور نادانی، دریای بی کران حقیقت در جوش و خروش است، گهگاه امواج خروشان آن کشتی در و صدف به ساحل می پراکند و سبکباران ساحل ها را غرق در لذت و حال و مست زیبایی و جمال می سازد.

پرسیدم: اینان که فرمودی دیار نادانی را چگونه سپردند و چسان رفتند؟ گفت : عقل مدعی را آزمودند، دیدند کم حاصل است به دور انداختند، دست ارادت در جانب عشق زدند و طفیل هستی او شدند، از این جا به پای طلب به سوی دیار حیرت و سرگردانی رفتند و از آنجا به بال محبت پریدند، از هزار خوان بلا گذشتند، از همه دیو ودد بریدند، تا به دوست بپیوندند، گویی مردند تا زنده جاوید شوند.

عرق سردی بر پیشانیم نشست، ترس و وحشت مشکلات طریق بی حالم کرد، یأس و نا امیدی گریبانم را گرفت، از همت کوتاه و بخت نا موافق خویش نالیدم،پریشان و نالان به خود گفتم :

تو چون موری و این راهی است همچون موی مهرویان  مرو زنهار بر تقلید وبر تخمین و بر عمیا

تو پنداری که بربازیست این میدان چون مینو   تو پنداری که بر هرزه است این الوان چون مینا

در آغاز سال 88 هنوزهم درمیانه راهم،با همان پای چوبین.ولی امید دارم، به پای طلب ره بدانجا برم، که آنجا به بال محبت پرم.

***

از آنجا که ازبخت شکر دارم، از روزگار هم. این خفقان فرهنگی را به پای اعتقاد به این سخن می گذارم که :

پای استدلالیان چوبین بود        پای چوبین سخت بی تمکین بود

و برای سعادت خودمان است که اجازه ی بهره بردن از عقل را به ما نمی دهند.

امیدوارم شما اسرار ازل را گشایید و یک قدم از نهاد بیرون گزارید.

***

طراز پیرهن زرکشم را مبین چون شمع           که سوزهاست نهانی درون پیرهنم.

عیدتان مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط مهدوی  | 

حقوقی:

۱ حقوق بین الملل عمومی:محمد رضا ضیائی بیگدلی

۲ حقوق بین الملل خصوصی : نجاد الماسی

۳ حقوق مدنی : مصطفی عدل (منصور السلطنه)

آزاد

۱ استاد عشق : ایرج حسابی

۲ شما که غریبه نیستید : هوشنگ مرادی کرمانی

۳ بار دیگر شهری که دوست می داشتم : نادر ابراهیمی

۴ باد بادک باز : خالد حسینی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط مدیریت  | 

چند سالی است که ربیع قمری با بهار مقارن شده است.هرچه قدر که فکر کردم؛نتوانستم مطلبی در خور برای نوروز آماده کنم.این بود که تصمیم گرفتم در مورد ربیع و هفدهم آن بنویسم.میلاد پیامبر(ص).نکاتی به ذهنم آمد که روی صفحه ی کاغذ پیاده کردم.بزرگی می گوید:«حتی بدترین کتاب ها هم به یکبار خواندنشان می ارزد.»شاید این یادداشت هم از آن دست باشد.

 

یک-چند وقت پیش در دانشگاه(شهید بهشتی) همایشی در مورد انقلاب برپا شده بود.یکی از سخنرانان،آقای علی آقا محمدی،از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند.ایشان حرف جالبی زدند و گفتند:

(نقل به مضمون)

«من کنار غار حرا و روبروی کعبه نشسته بودم.نگاهم را به کعبه کردم وگفتم:یا رسول الله!تا به حال فکر می کردم که بین ما و شما نسبتی برقرار است؛اما حال می فهمم که ما با شما نسبتی نداریم.شما در روزگاری که تنها نقطه ی نورانی زمین (کعبه) را هم بت خانه نموده بودند؛انقلابی عظیم به پا نمودید و ما حالا مدام از نشدن و از نگذاشتن صحبت می کنیم.»

روی اول این سخن با من است.حقیقت این است که خیلی به جامعه ایرانی و جامعه ی جهانی دلخوش وامیدوار نیستم.اما به نظر می رسد که رسول خدا با وجود مشاهده ی مشکلات،راه حل را در ناامیدی وکنار گود نشستن نمی دیدند.راه،برخاستن و کاری انجام دادن است.آقای آقا محمدی راست می گفت.خیلی بیش از آن که فکر کنید راست می گفت.امسال 30 سالگی انقلاب بود.خدا رحمت کند اماممان را.می گفت:هی نگویید این انقلاب برای ما چه کرد.یک بار هم بگویید ما برای این انقلاب چه کردیم.امید عنصر مهمی است.نباید آن را از دست بدهیم.مخصوصا ما که اول راهیم.مخصوصا ما که علوم انسانی می خوانیم.مخصوصا ما که منتظریم.شیعه به انتظار نمی نشیند،شیعه به انتظار می رود.

 

چه اسفندها...آه!

چه اسفندها دود کردیم!

 

برای تو ای روز اردیبهشتی

که گفتند این روزها می رسی

                                ازهمین راه!      (زنده یاد قیصر امین پور،گزینه اشعار،نشر مروارید،ص102)

 

دو-قبلا در یادداشت"صوفی شدن وصوفی ماندن"از لزوم تاکید بر عنصر عقلانی دین(اسلام)صحبت کردم.حالا می خواهم از لزوم عناصر رحمانی و زیبایی دین سخن بگویم.دین ما پیامبری دارد که بعد از گذرش از یک کوچه گمان می رفت که عطر فروشی از آن کوچه گذر کرده است و پیامبری داشت که با همه ی سختی های دیده از مکه و مکیان شعار"الیوم یوم المرحمه"سر داد.این مسائل هم تاکتیکی برای اقناع دیگران یا جذب قلوب به طرف اسلام نیست ومسائل ذاتی دین ما است ونمی توان دین را فارغ از آنها در نظر گرفت.(نگاه کنید به مقاله ی  آقای محمد قوچانی در شماره ی 42 هفته نامه ی شهروند امروز با عنوان "پیامبر راستین،پیامبر دروغین")اینجا

 

سه- مساله ی دیگر صبراست. حوادث قبل از رحلت پیامبر قابل تحلیل است.حوادث قبل از بعثت پیامبر قابل تحلیل است.اینکه چرا ایشان می بایست پدر و مادر خود را در کودکی از دست بدهد؟و یا اینکه چرا خداوند از ایشان پسری باقی نگذاشت؟می توان از زاویه های گوناگون به این مسائل نگاه کرد.اما یک زاویه هم بحث آزمایش و صبر است.بعد از بعثت هم وضع همین بود.رحلت خدیجه(ص)و عبدالمطلب(ع)،ماجرای شعب و هجرت و....

 

چهار- بحث دیگر غم است.همان طور که در هفته نامه ی همشهری جوان خواندم؛آیاتی هست درباره ی غم پیامبر از ایمان نیاوردن مشرکین.یکی اش در سوره ی شعراء،آیه ی سوم.و این همان است که در کارت تبریک های عید دادنامه نوشتم.خوشا آنان که غم دارند و مگر می توان عالم بود وغم نداشت؟یا عبوم انسانی خواند وغم نداشت؟وحقوق خواند وغم نداشت؟پیامبر ما غمخوار دیگران بود.حتی آنانکه در آن سوی مرز ها زندگی می کنند.هرچه باشد که بنی آدم واعضاو یک پیکر و هر چه باشد اگر مرد مسلمانی از اینکه خلخال از زن یهودی در آوردند بمیرد؛شایسته ی سرزنش نیست.

 

پنج-قرار بود اینجا از 87 و 88 هم سخن بگوییم.دو حرف از 87 ویک حرف برای 88.اول اینکه خیلی باید خدا را شکر کنم که در کنکور کمکم کرد.سال 87 برای من سال شکر بود.دوم هم مساله ی دعا است.شما را نمی دانم اما خودم را پارسال(امسال؟)به خدا نزدیک تر می دیدم.دعا را فراموش نکنیم.مخصوصا دعاهای پر حرفی چون کمیل و ابو حمزه و جوشن کبیر.

یا حبیب من لا حبیب له ویا طبیب من لا طبیب له.یا رفیق من لا رفیق له ویا شفیق من لا شفیق له.(جوشن کبیر)

ای که سریع رضایت می دهی وراضی می شوی!رحم کن به کسی که غیر از دعا چیزی ندارد..رحم کن به کسی که سرمایه اش امید است وسلاحش گریه.ای که نعمت فراخ می دهی و بلا ها را دور می کنی.(بند آخر دعای کمیل)

این هم یک عیدی دیگر.همچنین بخوانید

اما سال 88 باید سال پر فراز ونشیبی باشد.راستی شما هم فکر می کنید که هر چه عمرمان بالاتر می رود؛سرمان شلوغ تر می شود؟ذهن شما خانه ای است که هر سال وسایلش نو می شود یا وسایل جدید به آن اضافه؟می شود به این سوال فکر کرد اما هر چه باشد سال سختی در پیش است.مطمئن باشید.

 

ششم-هرچه در این متن بلند گفتم و شما را خسته کردم؛مرا در زمره ی مصادیق این شعر قرار داد که:

 

واعظان کین جلوه بر محراب ومنبر می کنند.               چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

امید وارم که خداوند به رافت خود وشما به بزرگواری تان ببخشید واگر علم و عملی بدست آمد ما نیز در آن دنیا روسفید رسول خدا باشیم.

خدا گواه است که نمی خواستم نصیحت کنم.فقط می خواستم تجربیاتم را با شما در میان بگذارم.هرچه بدی و اشتباه هم هست منتقل کنید.این همان سنت حسنه ی اسلام یعنی امر به معروف ونهی از منکر است.آماده ی شنیدن نقدها وتذکراتتان هستم.ممنون.

 

هفت-خط فقر تهران 800 هزار تومان،حقوق کارگران 274 هزار تومان،سال نو مبارک.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط م.م.آ  | 

سال جدید نزدیک است.چند وقتی هم هست که از این همه حقوقی نوشتن خسته شده ام(ایم؟).بنا براین پیشنهادی دارم.اعضا لطف کنند با نام کاربری خودشان مطلبی بنویسند در مورد سال ۸۷ وانتظاراتشان از سال ۸۸.کمی هم هیجانی باشد پیش بینی از سال ۸۸.(البته خواهش می کنم ماه خرداد را فاکتور بگیرید،چه از لحاظ امتحانات وچه از لحاظ باز هم امتحانات).دیگران هم می توانند به ما میل کنند تا ما با نام خودشان بنویسیم وهم اینکه نظر بدهند.ممنون.یادتان نرود که پارسال عید چه حالی داشتیم...

دو ربیعتان مبارک.

یک نکته ی دیگر اینکه روز سه شنبه از ساعت ۳۰/۱۲ اولین جلسه ی زیرگروه زبان انگلیسی است با موضوع جامعه سیاسی.حتما همه شرکت می کنیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط م.م.آ  |