88/05/04
مکتب عدالت مطلق
مکتب عدالت مطلق یکی ازمکاتب مهم حقوق جزاست که آرا وعقاید خویش را مبتنی بر چند اصل ثابت اخلاقی بنا نهاده است .
از پیشگامان این مکتب می توان از افلاطون،ارسطو،دومستروکانت نام برد.این مکتب معتقد به اصول ثابت اخلاقی ست که می تواند سعادت و خیر بشر را تامین کند و وظیفه ی حقوق جزا را اعاده ی نظم اخلاقی می داند که بر اثر ارتکاب جرم به هم ریخته است.
فیلسوفان این مکتب معتقد به نظریه کفاره در فلسفه حقوق کیفری هستند. ارسطو در کتاب اخلاق نیکو مبنا کیفر را نظریه جبران وانتقام قرار داده است ومعتقد است مجنی علیه باید از نظر احساسی ارضا شود.
افلاطون حیات واقعی را حیات عقلی می داند.وی معتقد به حقیقت عدل ،خیر ،زیبایی و نظم مطلق بوده وتعرض به این امور را که وجودهایی عرضی هستند مستوجب مجازات یا واکنش دانسته و وظیفه ی انسان را اجرای اصول اخلاقی مطلق می داند.
براساس نظریات این فلاسفه وظیفه ی هرانسانی اعاده نظم اخلاقی ست ؛اگر چه حتی خود شخص مرتکب جرم شود باید با طیب خاطر به استقبال مجازات رود.
این مکتب گریز از مجازات را دلالت بر جهل و نادانی افراد می داندواینگونه بیان می دارد: فردی که از کیفر بگریزد دلالت بر جهل و نادانی اوست و چنین فردی ظلم مضاعف کرده است زیرا تنها از رنج ظاهری کیفر فرار کرده است و عدالت یا اجرای مجازات دارویی ست که روح را تزکیه می کند وکیفر در حقیقت کفاره ی گناهان است.
افلاطون در افسانه ی گرگیاس از زبان سقراط اینگونه سخن می گوید:سرنوشت هر گناهکاری که کیفر می بیند اگر عادلانه اجرا شود چنین است که یا خود از آن کیفر سود ببرد وبهتر گردد ویا آنکه مایه عبرت دیگران شود تا دیگران از ترس عذابی که او می کشد بهبود می پذیرند.
کانت معتقداست شمشیر عدالت هیچگاه نیام ندارد.مرتب باید تهدید کند و فرو آید. وی هدف از زندگی انسان ها را سودمندی در اعمال ندانسته بلکه آن را ارزش های اخلاقی انسان ها می شمردوبیان می دارد که ارزشهای اخلاقی دارای اعتبار کلی هستند که زمان ومکان درآنها راه ندارد .در حقیقت مفاهیم اخلاقی و قوانین اخلاقی را در مفهوم عقل ناب جست وجو می کند. قوانین اخلاقی که در همه انسان ها یکسان هستند وفطرت هیچ انسانی منکر آن نیست مگر اینکه انسان خود پای بر فطرت خویش گذاشته وآن را نادیده بگیرد.
ازنظر وی بزه پدیده ایست زیان بخش که باید به نحو مقتضی پاسخ داده شود و بزهکارکسی است که دستور های اخلاقی را زیر پا می گذاردو کیفر عبارت است از تحمیل رنج بر بزهکار به منظور اصلاح ،درمان واعاده ی نظم اخلاقی متزلزل شده .
این مکتب هدف از کیفر را نه منفعت بزهکار ونه لزوما منفعت جامعه می داند بلکه تحقق عدالت و ترضیه ی اصول اخلاقی را اساسی ترین هدف کیفر می شمارد.
نقد نظریه عدالت مطلق :
1.آموزه های این مکتب آموزه هایی مجرد،انتزاعی وبه دور از حقایق اجتماعی ست .
2.مفهوم عدالت که محور تئوری های این مکتب است مفهومی بسیاروسیع ودر مواردی غیر قابل تعریف ونامشخص است ومجال هر گونه تفسیر را به افراد سود جو میدهد.
3.در بسیاری موارد مرز مشخص حقوق،اخلاق ومذهب در این مکتب به چشم نخورده است.
منابع:
۱.جزا عمومی(۱)/دکتراردبیلی
۲.تقریرات و جزوه دکترشاملو

