تبليغاتX
دادنامه - قاعده قبح عقاب بلابيان و مقايسه آن بااصل قانونى بودن مجازات (2)

دادنامه

وبلاگ رسمی انجمن علمی حقوقی دادنامه

منابع و پى نوشت ها

.

12 . رجل دعوناه الى جملة الاسلام فاقربه، ثم شرب الخمر و زنى و اكل الربا و لم يبين له شيئى من الحلال و الحرام اقيم عليه الحد اذا جهله؟ قال لا، الا ان يقوم عليه بينه انه قد كان اقر بتحريمها- حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 18 ص 324.

13 . كلينى، فروع كافى، ج‏7، ص‏249.

14 . طباطبائى، مفاتيح الاصول، ص 518.

15 . قوانين الاصول، ج‏2، ص‏16.

16 . خراسانى، كفاية الاصول، ج 2، ص‏179.

17 . نهاية الافكار، (تقريرات درس آقا ضياءالدين عراقى به قلم محمد تقى بروجردى)، القسم الثانى من الجزء الثالث ص 235.

18 . اصول فقه، سلسله بحثهاى نگارنده، دفتر دوم، نشر علوم اسلامى، تهران. چاپ هشتم، تابستان‏77، صص‏126 تا 142.

19 . سيد ابوالقاسم خويى، مصباح الاصول، ج 2، ص 254.

20 . علامه حلى، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص‏93 به بعد.

21 . فقيه نامدار، معلم فقه قرن معاصر، سيد محمد محقق داماد، درس اصول فقه مرحوم والد اعلى الله مقامه، توسط شاگردان همان دوره نخستين تدريس ايشان (حدود سال 1330) به رشته تحرير درآمده است. اعضاى آن حلقه پرفيض و بركت، هم اكنون مفتيان شيعه و ذخائر فقهى حوزه‏هاى علميه محسوبند. و از جمله آنانند آيات كرام، حسينعلى منتظرى، مرتضى مطهرى، سيد محمد حسين بهشتى، حاج آقا موسى شبيرى زنجانى، ناصر مكارم شيرازى، عبدالكريم موسوى اردبيلى، سيد موسى صدر، حاج سيد مهدى روحانى، حاج ميرزا على احمدى ميانجى. اگر چه بعضى از ذوات به طور پراكنده بخشهائى از مباحث را نگاشته‏اند، ولى دوره كامل توسط آيت‏الله حاج سيد جلال الدين طاهرى اصفهانى (امام جمعه فعلى اصفهان) تقرير شده كه به دستور مرحوم والد همان روزها استنساخ شد و براى تدريس دوره‏هاى بعد مورد استفاده قرار مى‏گرفت. و پس از رحلت ايشان همان يادداشت‏ها ميراث ماندگار براى ما باقى ماند و طبعا انتشار آن منوط به تصميم مقرر گرانقدر است.از خواننده گرامى اجازه مى‏خواهم كه اين خاطره رانقل كنم. سال 1358 ه.ش توفيق زيارت عتبات عاليات براى نگارنده دست داد. مرحوم آيت الله حاج سيد محمد باقر صدر (ره) به ديدن نگارنده تشريف آوردند. به محض جلوس با كلامى نيمه عربى و فارسى چنين گفتند: «علاقاتنا وراثيه. براى آنكه من شاگرد بالمنزله پدر شما هستم‏». و سپس توضيح دادند. «به جهت آنكه، آقا موسى صدر [امام موسى] مدتى به نجف آمد و نوشته‏هاى درس اصول فقه مرحوم والد شما را همراه خود داشت. و كان مبتهجا به، با هم مباحثه مى‏كرديم و مطالب ايشان را به بحث مى‏گذاشتم و پس از مسافرت آقا موسى صدر به لبنان نوشته‏هاى ايشان مدتها در منزل ما بود».

در سفر حج‏سال‏1376 از آيت الله حاج سيد جلال الدين طاهرى اصفهانى شنيدم كه وقتى آقاموسى صدر مى‏خواست‏به نجف برود قسمتى از نوشته‏هاى مرا امانت گرفت و متاسفانه تاكنون آن قسمت‏به من بازنگشته است.

افزون آنكه در خرداد 1378 در اصفهان از جناب آقاى حجة‏الاسلام و المسلمين روحانى يكى از عالمان آن ديار شنيدم كه چند سال پيش آيت‏الله طاهرى به من گفتند مقدارى از نوشته‏هاى من نزد آيت‏الله حاج آقا مرتضى حائرى يزدى در قم است و از من خواستند كه در مسافرت به قم به حضور ايشان شرفياب شوم و نوشته را بگيرم و به اصفهان ببرم. من به ايشان مراجعه كردم. آيت‏الله حائرى يزدى پس از فحص و تامل ناگهان يادشان آمد و گفتند كه آقا موسى صدر هنگام عزيمت‏به نجف نزد من آمد و نوشته‏هاى آقاى طاهرى را گرفت و با خود برد.

22 . دروس فى علم الاصول، سيد محمد باقر الصدر، الحلقه الثالثه، ص 324.

23 . ابن قدامه، عبدالله بن احمد، روضة الناظر و جنة المناظر، بيروت، 1401 ق، صص 41، 42; بدخشى، محمد بن حسن، مناهج العقول فى شرح منهاج الوصول، بيروت، 1405 ق، ج 1، صص 164-166.

24 . انصارى، فرائد الاصول، محشى، ص‏199.

25. بقره، (2)،29.

26 . بقره، (2)، 168. 3

27 . انعام، (6)، 145.

28 . حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 18، صص‏127-128.

29 . شيخ صدوق، الاعتقادات، ص 114.

30 . مفيد، تصحيح اعتقادات الاماميه، ص‏143.

31 . سوره نساء، (4)،97و98.

32 . وسائل الشيعه، ج 18، ص‏369.

33 . وسائل، همان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط زهرا اژئر  |