.
12 . رجل دعوناه الى جملة الاسلام فاقربه، ثم شرب الخمر و زنى و اكل الربا و لم يبين له شيئى من الحلال و الحرام اقيم عليه الحد اذا جهله؟ قال لا، الا ان يقوم عليه بينه انه قد كان اقر بتحريمها- حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 18 ص 324.
13 . كلينى، فروع كافى، ج7، ص249.
14 . طباطبائى، مفاتيح الاصول، ص 518.
15 . قوانين الاصول، ج2، ص16.
16 . خراسانى، كفاية الاصول، ج 2، ص179.
17 . نهاية الافكار، (تقريرات درس آقا ضياءالدين عراقى به قلم محمد تقى بروجردى)، القسم الثانى من الجزء الثالث ص 235.
18 . اصول فقه، سلسله بحثهاى نگارنده، دفتر دوم، نشر علوم اسلامى، تهران. چاپ هشتم، تابستان77، صص126 تا 142.
19 . سيد ابوالقاسم خويى، مصباح الاصول، ج 2، ص 254.
20 . علامه حلى، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص93 به بعد.
21 . فقيه نامدار، معلم فقه قرن معاصر، سيد محمد محقق داماد، درس اصول فقه مرحوم والد اعلى الله مقامه، توسط شاگردان همان دوره نخستين تدريس ايشان (حدود سال 1330) به رشته تحرير درآمده است. اعضاى آن حلقه پرفيض و بركت، هم اكنون مفتيان شيعه و ذخائر فقهى حوزههاى علميه محسوبند. و از جمله آنانند آيات كرام، حسينعلى منتظرى، مرتضى مطهرى، سيد محمد حسين بهشتى، حاج آقا موسى شبيرى زنجانى، ناصر مكارم شيرازى، عبدالكريم موسوى اردبيلى، سيد موسى صدر، حاج سيد مهدى روحانى، حاج ميرزا على احمدى ميانجى. اگر چه بعضى از ذوات به طور پراكنده بخشهائى از مباحث را نگاشتهاند، ولى دوره كامل توسط آيتالله حاج سيد جلال الدين طاهرى اصفهانى (امام جمعه فعلى اصفهان) تقرير شده كه به دستور مرحوم والد همان روزها استنساخ شد و براى تدريس دورههاى بعد مورد استفاده قرار مىگرفت. و پس از رحلت ايشان همان يادداشتها ميراث ماندگار براى ما باقى ماند و طبعا انتشار آن منوط به تصميم مقرر گرانقدر است.از خواننده گرامى اجازه مىخواهم كه اين خاطره رانقل كنم. سال 1358 ه.ش توفيق زيارت عتبات عاليات براى نگارنده دست داد. مرحوم آيت الله حاج سيد محمد باقر صدر (ره) به ديدن نگارنده تشريف آوردند. به محض جلوس با كلامى نيمه عربى و فارسى چنين گفتند: «علاقاتنا وراثيه. براى آنكه من شاگرد بالمنزله پدر شما هستم». و سپس توضيح دادند. «به جهت آنكه، آقا موسى صدر [امام موسى] مدتى به نجف آمد و نوشتههاى درس اصول فقه مرحوم والد شما را همراه خود داشت. و كان مبتهجا به، با هم مباحثه مىكرديم و مطالب ايشان را به بحث مىگذاشتم و پس از مسافرت آقا موسى صدر به لبنان نوشتههاى ايشان مدتها در منزل ما بود».
در سفر حجسال1376 از آيت الله حاج سيد جلال الدين طاهرى اصفهانى شنيدم كه وقتى آقاموسى صدر مىخواستبه نجف برود قسمتى از نوشتههاى مرا امانت گرفت و متاسفانه تاكنون آن قسمتبه من بازنگشته است.
افزون آنكه در خرداد 1378 در اصفهان از جناب آقاى حجةالاسلام و المسلمين روحانى يكى از عالمان آن ديار شنيدم كه چند سال پيش آيتالله طاهرى به من گفتند مقدارى از نوشتههاى من نزد آيتالله حاج آقا مرتضى حائرى يزدى در قم است و از من خواستند كه در مسافرت به قم به حضور ايشان شرفياب شوم و نوشته را بگيرم و به اصفهان ببرم. من به ايشان مراجعه كردم. آيتالله حائرى يزدى پس از فحص و تامل ناگهان يادشان آمد و گفتند كه آقا موسى صدر هنگام عزيمتبه نجف نزد من آمد و نوشتههاى آقاى طاهرى را گرفت و با خود برد.
22 . دروس فى علم الاصول، سيد محمد باقر الصدر، الحلقه الثالثه، ص 324.
23 . ابن قدامه، عبدالله بن احمد، روضة الناظر و جنة المناظر، بيروت، 1401 ق، صص 41، 42; بدخشى، محمد بن حسن، مناهج العقول فى شرح منهاج الوصول، بيروت، 1405 ق، ج 1، صص 164-166.
24 . انصارى، فرائد الاصول، محشى، ص199.
25. بقره، (2)،29.
26 . بقره، (2)، 168. 3
27 . انعام، (6)، 145.
28 . حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 18، صص127-128.
29 . شيخ صدوق، الاعتقادات، ص 114.
30 . مفيد، تصحيح اعتقادات الاماميه، ص143.
31 . سوره نساء، (4)،97و98.
32 . وسائل الشيعه، ج 18، ص369.
33 . وسائل، همان.
