تبليغاتX
دادنامه - ابهام قانونی وظایف تازه ی ناجا
وبلاگ رسمی انجمن علمی حقوقی دادنامه

قبل از اینکه مطلب رو بنویسم جا داره که به دوستان جهت اتمام امتحانات خسته نباشین بگم..هر طور بود شکر خدا تموم شد! این مطلب از خاطرات چرچیل-نخست وزیر انگلیس- است که در بدو امر بیش از خود مطلب اصلی نظرم رو جلب کرد و بنابراین همون قسمت رو مینویسم.خصوصآ برای اینکه جو، حقوقی بمونه ادامه ی اون رو فاکتور گرفتم.گرچه با گفتن آن ادامه مشخص خواهد شد..
 
در خاطرات سیاسی در ایام جنگ جهانی دوم و بمباران و موشک پراکنی بی وقفه ی لندن برای تشکیل جلسات که عمدتآ مجبور بودند برای جلوگیری از شنود آلمانی ها با پیک از محل جلسه یکدیگر را با خبر کنند،شرکت در جلسه ای حیاتی در راس ساعتی معین الزام آور شد. چرچیل میگوید: به علت اشتغال به کارهای دیگر چند دقیقه مانده به جلسه به راننده ام گفتم مرا فوری به محل جلسه برساند.راننده مسیر کوتاه اما ورود ممنوع را انتخاب کرد. وسط خیابان ناگهان افسر راهنمایی و رانندگی قبض جریمه به دست در حین بمباران پیدا شد و دستور توقف داد..راننده گفت: نخست وزیر است و به جلسه ی محرمانه ای میرود و باید در راس ساعت به جلسه برسد و به دلیل اعتبار از خیابان ورود ممنوع استفاده کردم.  افسر با خونسردی گفت هم ماشین و هم نخست وزیر و هم وظیفه ام را خوب میشناسم. چرچیل میخواهد تا افسر، جریمه را به نام او بنویسد اما افسر میگوید جریمه متعلق به راننده ی خاطی است و باید نام وی نوشته شود اما شما میتوانید شخصآ پرداخت قبض را بر عهده بگیرید. با تسلیم قبض، چرچیل دستور دور زدن را به راننده داد چراکه نمیتواند  اجازه دهد در خیابانی که ورود ممنوع است حتی پس از جریمه حرکت داشته باشد، وقتی راننده مشغول دور زدن شد چرچیل با لبخندی خاص سیگار برگش را روشن کرد و گفت: جنگ را میبریم...
راننده گفت: قربان، جریمه شدیم، زیر بمباران ماندیم به جلسه نمیرسیم، افسر راهنمایی اجازه نداد چند قدم دیگر جلو برویم که به موقع به جلسه برسیم و شما از پیروزی میگویید؟!
چرچیل پاسخ میدهد "جنگ را میبریم، چون قانون حاکم است و خیابانهای لندن به رغم بمباران سنگین دشمن با قانون اداره میشود"..

نگاهی به عملکرد افسری که نخست وزیر را قانونآ جریمه کرد و نگاه به فرمانده ی نیروی انتظامی که اس ام اس و ایمیل های مردم را شنود و با آنها برخورد خواهد کرد نشان از نوع نگاه خاصی است که باید بگوییم با تآسف محکوم به شکست است..

منبع: روزنامه ی بهار -شنبه 26 دی- شماره ی 13 جدید -  نوشته ی نعمت احمدی، وکیل پایه یک دادگستری

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط نگار پایدار  |