نخستين قاتل سريالي زن ايران : نگذاريد مهين هاي ديگر به وجود بيايند
«من محصول شرايط اجتماعي هستم. كاري كنيد تا مهين ديگري به وجود نيايد.» اين جمله يي است كه نخستين قاتل سريالي زن ايران چند هفته پیش وقتي در برابر قضات دادگاه كيفري استان قزوين ايستاد به زبان آورد و سپس به هر شش قتلي كه به آن متهم شده است اعتراف كرد. مهين زني 32 ساله است كه نامش به عنوان نخستين قاتل سريالي زن در تاريخ جنايي ايران ثبت شده. او كشتارهاي زنجيره يي خود را از بهمن ماه سال گذشته آغاز كرد و تا زمان دستگيري اش در ارديبهشت امسال پنج زن را به كام مرگ كشاند. مهين در جريان بازجويي ها علاوه بر پذيرفتن مسووليت قتل اين زنان كه همگي مسن بودند، اعتراف كرد در سال 85 نيز صاحبخانه خود را كه پيرمردي به نام عزت بود به قتل رساند و دو ميليون تومان از وي سرقت كرد. انجام شش قتل توسط يك زن در نگاه اول دور از ذهن به نظر مي رسيد. به همين دليل ماموران شوهر مهين را نيز با اين فرضيه كه در كشتارها مشاركت داشته، بازداشت كردند اما اين مرد ادعا كرد از اعمال همسرش بي اطلاع بوده است. مهين نيز شوهرش را بي گناه خواند و باعث شد نام وي از رديف متهمان اصلي پاك شود. در ادامه تحقيقات مهين صحنه همه قتل ها را بازسازي كرد و توضيح داد معمولاً زنان مسني را كه طلا و جواهر همراه داشتند در اماكن مذهبي شناسايي و با ريختن طرح دوستي آنها را سوار رنوي زرد رنگ خود مي كرد و با خوراندن آبميوه مسموم آنان را بيهوش و سپس خفه مي كرد. اين زن همچنين قتل صاحبخانه اش را در چارچوب مسائل اخلاقي توجيه كرد. در حالي كه مقامات دادستاني جرم مهين را محرز تشخيص داده بودند اين سوال مطرح شد كه چگونه يك زن چنين جنايت هايي را انجام داده است. مهين يك برادر و چهار خواهر دارد و از دوران كودكي با مشكلات زيادي كه بيشتر آنها از فقر نشات مي گرفت، مواجه بود. او پس از ازدواج نيز نتوانست به آرامش برسد. اختلافاتي كه با خانواده اش داشت سبب شد با آنها قطع رابطه كند. از طرفي رابطه خوبي نيز با همسرش نداشت. شوهر مهين مدت ها به عنوان راننده خودروهاي سنگين كار مي كرد و بيشتر اوقات در سفر بود. بعد از مدتي نيز گرفتار اعتياد شد و بعد بيكار شد و مهين مسووليت تامين نياز مالي خانواده را بر عهده گرفت و به عنوان مربي رانندگي مشغول به كار شد. او دو فرزند دختر دارد كه اكنون 8 و 18 ساله هستند و فرزند كوچك از بيماري عقب ماندگي ذهني رنج مي برد. در چنين شرايطي مهين بدهكار شد و به گفته خودش تصميم گرفت براي خروج از بن بست با كشتن زنان مسن از آنها دزدي كند. اين گونه بود كه او از دو مرد داروي بيهوشي خريد و قتل هاي زنجيره يي خود را آغاز كرد.
متهم قتل ها را در ابتداي ماه هاي قمري انجام مي داد چون در اين روز بر اساس يك رسم قديمي زنان در بقعه مبارك چهار انبيا حاضر مي شوند. او در اين بقعه مقتولان را انتخاب مي كرد و در ادامه به بهانه اينكه مي خواهد آنها را به منزلشان برساند، سوار خودروي خود مي كرد. متهم بعد از اولين قتل به اين نتيجه رسيد كه طعمه هاي خود را در صندلي عقب خودرو سوار كند تا وقتي آنها بيهوش شدند مشكلي در رانندگي او به وجود نيايد. در ادامه اولياي دم شش قرباني تك تك خواسته خود را كه چيزي غير از قصاص زن 32 ساله نبود، مطرح كردند.
در ادامه جلسه دادگاه زن متهم به قتل به دفاع از خود پرداخت. او كه به شدت گريه مي كرد و به سختي مي توانست صحبت كند اتهام هر شش قتل را پذيرفت و بار ديگر تكرار كرد همه مقتولان را به تنهايي كشته است. مهين گفت؛ «انگيزه ام از اين قتل ها مالي بود البته عزت را به دليل ديگري كشتم. آن زمان شوهرم هميشه در سفر بود و صاحبخانه پيشنهاد نامشروعي داد و من هم او را كشتم.» زن جوان ادامه داد؛ «من غير از انجام اين قتل ها چاره ديگري نداشتم، شوهرم بيكار بود و از نظر مالي در مضيقه قرار گرفته و بدهكار شده بودم. براي پرداخت بدهي هايم از مردي وام گرفتم و يك چك 10 ميليون توماني به او دادم. آن مرد چك مرا خرج كرد و چون پول در حسابم نبود حكم جلب مرا گرفتند. من مهلت زيادي نداشتم و بايد هر طور شده آن مبلغ را فراهم مي كردم. هدفم اين بود كه تا زمان تسويه بدهي ام به قتل ها ادامه بدهم. بعد از هر قتل پولي را كه به دست مي آوردم به طلبكارم مي دادم و به او مي گفتم اگر بداند اين پول از چه راهي به دست آمده است هرگز آن را قبول نمي كند اما براي آن مرد هيچ چيز به جز پولش اهميت نداشت. من از كشتن افراد لذت نمي بردم بلكه من با مشكلات مالي شديدي روبه رو بودم. من محصول شرايط جامعه هستم و شما بايد كاري كنيد كه مهين هاي ديگر به وجود نيايند.»
مهين در ادامه با بيان اينكه زمان زيادي از قتل گذشته و او حوادث آن دوران را فراموش كرده است از بيان جزييات قتل ها خودداري كرد و گفت؛ «من از روي كساني كه خانواده شان را عزادار كرده ام شرمنده ام و امروز در اختيارتان هستم و به لحاظ قانوني شما مي توانيد هر بلايي سرم بياوريد. من به دنبال پاك شدن هستم. تنها درخواست من از شما اين است كه اگر به من رحم نمي كنيد به بچه هايم رحم كنيد. مي توانيد مرا بالاي دار ببريد ولي حداقل پس از قصاص مرا ببخشيد و اگر مي خواهيد رحمي هم بكنيد به بچه هايم رحم كنيد.»
به نقل از یکی از سایت های ضد انقلاب!
