تبليغاتX
دادنامه -

87/11/03

به نام او
سلام
امتحانات بالاخره تموم شد. اين ترم فقط 14واحد داشتيم ولي همين 14تا خودش يه کنکوري بود
دانشگاه جاي جالبيه افکار مختلف و آدماي جديد اين فرصت را به تو ميدهد تا بيشتر فکر کني .
اوايل به اين موضوع که دانشگاه زمينه ي جديدي را براي فعاليت فراهم ميکند يقين داشتم، به اينکه توي دانشگاه اساتيد با تو مثل دانشجو رفتار ميکنند نه مثل يک دستگاه ضبط صدا.
اما توي دانشگاه بايد صبور باشي بايد از تک تک لحظه ها استفاذه کني . شايد بين اون همه حرفاي درسي که فقط به درد جزوه ميخوره استاد يک کلمه بگه که حتي آينده ي تو را تغيير بده.
کم کم يقين من داره به شک تبديل ميشه به اينکه شايد دانشگاه اون سرزمين آرزوهاي ما نباشه اما.....
اما من سعي ميکنم به همون يقين قبلي اعتماد کنم اين همون اصل استصحابه
يه اصل حقوقي که ميگه : يقين سابق با شک لا حق، زايل نمي شود.
بر عکس اسم سختش اصلا چيز سختي نيست مثل همين قضيه ي دانشگاهه. اينکه يقين من نسبت به محيط باز و علمي و فرهنگي دانشگاه تبديل شده به شک نسبت به اين موضوع و حالا من سعي ميکنم به همون يقين برگردم
ميخواستم بيشتر بنويسم ولي کافيه
سخن آخر: دانشگاه با يقينيات شما متفاوته ولي اصل استصحاب کمکتون ميکنه تا از اين شک رها بشويد و به آرامش برسيدبه اين فکر کنيد که ميتونيد
دانشگاه را آنطور که دوست داريد بسازيد.

انصاری

نوشته شده توسط مدیریت در 11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •