تبليغاتX
دادنامه - بر رسی علل رشد افت کمی و کیفی دانشجویان

88/01/19

بر رسی علل رشد افت کمی و کیفی دانشجویان

دانشگاه، محفل علم و پژوهش يا كارخانه توليد مدرك‌

از همشهری آنلاین

خوانندگان محترم مطالب درون پرانتز() از توضیحات بنده می باشد.


افت تحصيلي تنها به اول راهنمايي و سوم راهنمايي و اول دبيرستان ختم نمي‌شود بلكه در سطح دانشگاه نيز ادامه دارد و دانشجويان چه به لحاظ كيفي و چه كمي دچار افت تحصيل هستند. روزي روزگاري حرفه دانشجويي يك شغل به اصطلاح تمام و كمال بود و دانشجو كار ديگري نداشت و به چيزي مگر بالندگي انديشه و تخصص خود نمي‌انديشيد. ولي چه شد كه امروزه تنها نامي از آن يدك كشيده مي‌شود و دانشجو بودن در رده دوم و سوم حرفه و شغل دانشجو قرار دارد؟

بي‌گمان بايد ارتباط و همبستگي بين عوامل تاثيرگذار بر افت تحصيلي دانشجو شناسايي و ژرف‌كاوي شود و سهم هريك از عوامل اصلي مشخص گردد.

براي نمونه حرف‌هاي يك دانشجوي دامپزشكي شنيدني است: پزشكي، نخستين گزينه‌ام بود ولي در رشته دامپزشكي پذيرش شدم. با اين همه كوشيدم خوب بخوانم و در رشته تحصيلي خود كار كنم، اما زندگي سخت امروز حتي در سطح دانشجويي، وادارم كرد يك كار نيمروز بيابم و همين كار، هم شوق دانشجويي را در من كشت و هم زمان و وقت درس خواندن را. و آن قدر زندگي مرا به حاشيه راند كه از اصل كه همان ادامه تحصيل بود، دور افتادم.
بسياري از دانشجويان براي به تاخير انداختن دوره سربازي خود و جهت برخوردار شدن از معافيت تحصيلي، به تحصيل در هر رشته‌اي تن در مي‌دهند. براي عده‌اي ديگر نيز زمان مطالعه و آمادگي پذيرفته شدن در رشته مورد نظرشان تنگ است، از اين‌رو به پيروي از "هرچه پيش آمد خوش آمد" در يك رشته از صد رشته انتخابي سرگرم تحصيل مي‌شوند، كه نتيجه‌اش روشن و پيداست.(که دانشجو و جامعه بعدها خسارات مادی و معنوی آن را مشاهده می کنند)
آسيب‌هاي زندگي خوابگاهي در افت تحصيلي دانشجويان جديدالورود بي‌تاثير نيست. زيرا فرد از دبيرستان به يك دانشگاه در يك شهر غيربومي مي‌آيد و از خانواده‌اش فاصله مي‌گيرد.(از چند نفر از دانشجویان خوابگاهی که به تازگی دچار افسردگی شده اند در مورد رسیدگی روانشناس خوابگاه پرسیدم و گفتند: روانشناس گفته کاری از دست من بر نمی آید اولین شرط من برای بهبودی وضعیت خوابگاه و دانشجو حد اکثر ۴نفره شدن اتاق هاست نه ۸ نفر.)( بنده خودم چند بار به خوابگاه مطهری رفته ام و واقعا وضعیت اسف باری را مشاهده نمودم.)
آراي كارشناسان براي ريشه‌يابي افت تحصيلي، گاه همسان و گاه در تقابل يكديگر است، مانند: آزادي در انتخاب 100 رشته، هدف به تاخير انداختن دوره خدمت سربازي نه كسب دانش، شاغل بودن، ويژگي فردي و روحي و جسمي و عدم اعتماد به نفس، سن بالا، وضعيت مالي ضعيف خانواده، ارتباط اندك با استادان، وضعيت نامناسب مسكن، گراني كتاب و جزوه و...، سختي رشته تحصيلي، ناآشنايي استادان با متدهاي نوين تدريس، كمبود وسايل كمك آموزشي، نبود كلاس‌هاي تمرين، نگراني از آينده شغلي، اشتباه و ناآگاهي در نحوه اخذ دروس واحدها و فاصله افتادن بين ديپلم و ورود به دانشگاه.‌
نتيجه برآمده از تحقيق خبرگزاري مهر حاكي‌ست كه در نيم‌ سال تحصيلي سال گذشته، از ميان 110 هزار دانشجوي 42 دانشگاه علوم پزشكي كشور يك‌هزار و 205 نفر مشروط شده‌اند، كه بيشترين ميزان دانشجويان مشروطي در دانشگاه علوم پزشكي تهران و شهيد بهشتي به ترتيب 118 و 88 نفر بوده است.

كمي يا كيفي؟

دكتر شهلا كاظمي‌پور جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران در گفتگو با روزنامه اطلاعات، افت تحصيلي دانشجويان را نه كمي بلكه كيفي مي‌داند و مي‌گويد:

 اصولا براي افت تحصيلي چه در آموزش و پرورش و چه در دانشگاه، تعريف درستي وجود ندارد، يا اين تعريف قابل اعتماد نيست و سنگ محك‌ها تنها مردودي يا تجديدي يا مشروط شدن است. در حالي كه ملاك بايد آگاهي و ميزان دانش دانشجو باشد، كه عموما دچار افت كيفي هستند.

كاظمي‌پور بر اين باور است كه دانشجو رشته تحصيلي را فداي به تاخير انداختن دوره سربازي مي‌كند و مي‌فزايد:

 

 «دانشجو با اين هدف و بي‌توجه به رشته پذيرفته شده، به ادامه تحصيل مي‌پردازد و كارش به بن‌بست مي‌كشد. براي عده‌اي ديگر انگيزه اصلي تحصيل و آن‌چه وادار به تحصيل‌شان كرده، چشم و هم‌چشمي است و تنها هدف‌شان مدرك گرفتن و اهميت نداشتن دانش و دانستگي.»

(به نظر میرسد که دانشجویان هنوز به درستی مفهوم علم را درک نکرده اند اگر درک کنیم که وقتی خداوند می فر ماید:

یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿ مجادله 11 ﴾
خداوند کسانى را که ایمان آورده اندو کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى بخشد، و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. مفهومش چیست؟

این گونه به علم نگاه نمی کنیم و آنجا که مولانا میفر ماید:

 

خاتم ملك سليمان است علم                                جمله عالم صورت جان است علم
علم در يايي است بي حد و كنار                                خالق علم است غواص بحار
گر هزاران سال باشد عمر او                                   او نگردد سير خود از جستجو

 

و واقعا درک کنیم که با علم میشود کائنات را تصرف کرد و با علم می شود که از ظلمات جهل به نور فهم رسید احتمالا دیدگاه خود را عوض میکنیم.حکیم نظامی گنجوی در منظومه هفت پیکر و در داستان گنبد سرخ در یک قسمت که معرفت را به شیر تشبیه می کند بصورت کاملا بدیع و جذاب و زیبا کاربرد علم را در زندگی نشان میدهد که حیف است که یک فارسی زبان از این مطالب به راحتی بگذرد.)

«برخي در دانشگاه خيلي رك به من مي‌گويند كه شاغل هستند و تنها يك مدرك احتياج دارند براي پايه شغلي گرفتن يا كسب موقعيت بهتر اجتماعي و خانوادگي. در حالي كه در گذشته ما جرات نداشتيم به استادمان بگوييم شغل داريم. اگر دانشجويي داراي حرفه و شغل بود از سوي استاد توبيخ مي‌شد، وظيفه دانشجو تنها كسب دانش بود و يگانه شغل‌اش دانشجويي.»

گسترش ظرفيت اشتباه‌

دكتر شهلا كاظمي‌پور ، بالا بردن ظرفيت شكلي دانشگاه‌ها و پذيرش زياد دانشجو را به تنهايي اشتباه مي‌داند و توجه مي‌دهد كه بايد به كيفيت دانشگاه‌ها توجه كرد. گسترش دانشگاه بدون افزايش امكانات و عنايت نداشتن به گزينش اساتيد نخبه و آشنا به متد تدريس روز، از ديد شهلا كاظمي‌پور خطاست.‌

حتي برداشتن كنكور نيز بدون سختگيري در گزينش دانشجو و استاد به نظر اين پژوهشگر، كمكي به حل مساله نمي‌كند. وي مي‌گويد:

 

 « بايد با نگاه كميت‌ساز وارد شويم. به گمانم اگر كيفيت را در آموزش عالي در نظر بگيريم، آمار افت بسيار بيش از 30درصد است و با افزودن دانشگاه آزاد و غيرانتفاعي به دانشگاه دولتي اين رقم بالا مي‌زند. دانشجو با ورود به دانشگاه كار را تمام شده مي‌انگارد و از تكاپو مي‌افتد چون نحوه پذيرش غلط است. تلاش عمده دانشجو منحصر است به همان شركت در كنكور و قبول شدن در آن. حال آن كه در دانشگاه‌هاي جهان كوشش دانشجو پس از ورود به دانشگاه تازه آغاز مي‌شود و با سخت‌گيري‌ها  نادانشجوها از ادامه تحصيل وا مي‌مانند.»

دكتر شهلا كاظمي‌پور تشكيل انجمن‌هاي علمي دانشجويي را براي پيشگيري از افت تحصيلي بي‌فايده مي‌داند و مي‌افزايد:

 

«اگر اتفاقي در درون دانشجو نيفتد، تشكيل صدها انجمن نيز قادر نيست ترغيبي در دانشجو براي كسب دانش به وجود بياورد. بايد اقرار كرد كه پديده مدرك‌گرايي و اين باور كه تنها مدرك نه فراگيري دانش، كار، شخصيت و موقعيت اجتماعي مي‌آورد، يك عامل مخربي شده كه دانشجو را از كنكاش و پژوهش انداخته است.»

اين مدرس دانشگاه عوامل جنبي را در افت تحصيلي رد مي‌كند و مي‌گويد:

 

 « البته منكر گراني و تورم سرسام‌آور نيستم كه همه گروه‌ها را تحت فشار قرار داده؛ ولي گراني كتاب، مشكل مسكن و نبود خوابگاه هميشه بوده. كمرويي و... نيز پديده‌هاي تازه‌اي نيستند و انسان‌ها در همه دوره‌ها با اين‌ها درگير بودند. بايد علت‌ها را در جاي ديگري جستجو كنيم. اين پراكنده‌گويي و نبود وحدت كلام در عوامل افت تحصيلي سبب مي‌شود كه به راهكارهاي واحدي نرسيم؛ و اين مي‌رساند كه به پژوهش عميق‌تري در اين زمينه نياز است.»

اين جامعه‌شناس تاخير ورود به دانشگاه را مخرب نمي‌داند و براين باور است كه در زمره عوامل بازدارنده نيست و افراد با سن بالاتر با آگاهي بيشتري به دانشگاه ورود مي‌كنند و با ديد بازتر و پخته‌تري به تحصيل مي‌پردازند. از سويي دارامندي يا نداري نيز از ديد وي نمي‌تواند پارامتر مهمي محسوب شود. كاظمي‌پور مي‌گويد:

ما دانشجويان بسياري داريم كه از خانواده فقيرند و خوب درس مي‌خوانند؛ و از آن سو دانشجوياني از خانواده مرفه‌اند و به لحاظ كمي و كيفي دچار افت تحصيلي‌اند.

كمبود امكانات دانشگاهي‌

دكتر كاظمي‌پور روي كمبود امكانات تحصيلي انگشت مي‌گذارد و مي‌افزايد:

 

«يك دانشجو به سبب نبود امكانات بايد مدت‌ها منتظر بماند تا واحد خود را براي گذراندن انتخاب كند. از سويي به سبب نبود استاد و اشتغال استادان در چند شيفت آنها را خسته تدريس مي‌كند و در نتيجه نمي‌توانند مفاهيم را به خوبي به دانشجو انتقال دهند؛ با اين وضعيت، گسترش دانشگاه‌ها چه لزومي دارد. وقتي پيشنهاد دادم براي دانشجويان ضعيف يا عقب‌مانده، كلاس جبراني و تقويتي بگذاريد، رئيس دانشكده گفت كه همه كلاس‌ها در چند شيفت پر است و استادان دوبله و سوبله تدريس مي‌كنند و جايي براي كلاس تقويتي نداريم.»

اين مدرس دانشگاه معتقد است كمبود استاد، دانشگاه‌ها را وادار كرده است كه بي‌توجه به دانش افراد، به گزينش استاد بپردازند:«كثرت دانشجو و نبود استاد سبب شده حتي برخي با فوق‌‌ديپلم بتوانند در دانشگاه تدريس كنند. البته ملاك مدرك نيست، ولي چنين استادي براي جبران مافات و لاپوشاني كمبود دانش و تجربه خود سختگيري‌هاي بي‌جايي چه در طرح پرسش و چه در برگزاري امتحانات مي‌كند و دانشجو را خسته و وازده از تحصيل برجا مي‌گذارد و سبب افت تحصيلي‌اش مي‌شود.»

وي در عين حال توانايي استاد را تنها در دانش وي نمي‌بيند و مي‌گويد:

 

«يك استاد بايد توانايي‌اش پنجاه پنجاه باشد. 50 درصد دانش، 50 درصد آشنايي به متد روز و مجهز بودن به فن بيان. و اين مي‌رساند كه نوع و شيوه تدريس تا چه اندازه در موفقيت‌ درسي دانشجو دخيل است. يك دانشگاه با استادان نخبه نيز چه بسا در پرورش متخصص نتواند موفق باشد، اگر اساتيد آن ناتوان از انتقال مفاهيم باشند. و متاسفانه اين سلسله مراتب معيوب در دانشگاه‌هاي ما همچنان تكرار مي‌شود و در پذيرش استاد و دانشجو، هر دو به خطا مي‌رويم. اگر يك دانشجوي خوب، يك استاد خوب نداشته باشد، در صورت فارغ‌التحصيلي در كار و جامعه موفق نخواهد بود و اگر استاد دانشگاه شود، چون الگوي خوبي نداشت، دانشجوي خوبي نمي‌تواند بپرورد. بنابراين ضروري‌ست در استخدام اساتيد تجديد نظر شود و شايسته سالاري جاي رابطه‌گرايي را در استخدام استاد بگيرد. و در صورت برداشتن كنكور و حتي از هم‌اكنون، دانشجو پس از گذراندن يك دوره يك ساله به كلاس درس دانشگاه برود. ما چرا نمي‌خواهيم قبول كنيم كه با تست زدن نمي‌شود پي به هوش و توانايي و دانش داوطلب دانشگاه برد. پذيرش دانشجو به كلي بايد تغيير كند اگر خواهان آن‌ايم كه ادامه تحصيل دانشجو دچار چنين وضعيتي نباشد. دانشجويي كه با زدن تست وارد دانشگاه شده، دوره دانشجويي‌اش دوره پرباري نخواهد بود و فردا پس از فارغ‌ شدن از دانشگاه، مشكلات‌اش پايان نگرفته و هنگام كاريابي دچار مشكل خواهد شد و سرانجام با پارتي يك شغلي كه شايد هيچ ربطي به مدرك‌اش نداشته باشد، پيدا خواهد كرد.»

30 درصد افت‌

بنا به آمار ارائه شده از طرف دكتر حسن مسلمي نائيني مديركل امور دانشجويان، 30 درصد دانشجويان به رشته تحصيلي خود بي‌رغبت‌‌اند. اين آمار براساس نتيجه طرح پايش سلامت رواني سالانه كه توسط وزارت علوم در بين جمعيت آماري 40 هزار نفر انجام گرفته، به دست آمده است.

مسلمي بر اين باور است كه داوطلبان آموزش عالي شناخت كافي از رشته‌هاي دانشگاهي ندارند و در نتيجه در انتخاب خود دچار اشتباه مي‌شوند. و همچنين افت تحصيلي در آن‌ها كه شهريه مي‌پردازند و نيز دانشجويان غيرانتفاعي و دانشجويان شبانه بيشتر مشاهده مي‌شود. در «كميسيون موارد خاص» نيز اين گروه‌ها بيش از ديگران ديده مي‌شود و كميسيون مي‌كوشد به كمك اين دانشجويان كه ترم‌هاي مشروط آن‌ها زياد است، بشتابد.

در همين حال حميد يعقوبي سرپرست دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم بر اين نكته كه پسران بيش از دختران دانشجو دچار افت‌اند، تاكيد دارد و مي‌گويد كه كاهش انگيزه تحصيلي و در نتيجه افت تحصيلي و مشروط شدن از جمله مشكلات نگران كننده دانشجويي‌ست و در سرانه دانشجويي قابل توجه؛ كه تاكنون ناديده گرفته شده است.

از سوي ديگر براي برخي مبناي افت تحصيلي تنها پايين آمدن نمره است و به دانش دانشجو بي‌توجه مي‌مانند.(این مساله بسیار جدی به نظر میرسدو مفید است که دانشجویان روی این مساله واقعا تعمق کنند.) عليرضا شريفي استاد دانشگاه با بيان اين نكته به عوامل ديگري توجه مي‌دهد كه تازگي دارد. از جمله اين كه كلاس‌هاي دانشگاه جذابيتي براي دانشجو ندارد. وي مي‌گويد: برخي استادان دانشگاه را با دبيرستان اشتباه مي‌گيرند و همان روش دبير در دبيرستان را در دانشگاه و در ارتباط با دانشجو پياده مي‌سازند و كلاس دانشگاه را به كلاس تك منبعي، كلاس متكلم وحده و كلاس جزوه‌اي تبديل‌ مي كنند استاد جزوه مي‌گويد و دانشجو تند تند مي‌نويسد و از بر مي‌كند و همان را تحويل مي‌دهد. بنابراين دور نيست در چنين كلاسي، پيشرفت غايب باشد.(این عمل گاه ناشی از تمایل خود دانشجو است چون ۱۲ سال با این روش خو گرفته و تمهیدات جدایی از آن را برای خود به دلایل مختلف آماده ننموده.) افزون بر اين به سبب بيكاري پنهان و آشكار در جامعه، دانشجو نگران است شغل مناسب با دانش خود نيابد و پس‌ از فارغ‌ شدن از تحصيل به‌ كاري پرت خواهد پرداخت و همين پيش‌نگري، سبب نابودي انگيزش تحصيلي در وي مي‌شود.‌استقلال دانشگاه‌ها، مورد مهم ديگري است كه ا ين مدرس دانشگاه به آن اشاره مي‌كند و اين كه اكنون دانشگاه‌هاي ما ادامه وزارت علوم‌اند، در حالي كه وزارت علوم بايد زمينه‌ساز فعاليت دانشگاه‌هاي مستقل باشد. از اين رو دانشگاه‌ها قدرت ابتكار و نوآوري خود را از دست داده‌اند و در ايجاد يك فضاي نو براي تحصيل دانشجو ناتوان هستند. عليرضا شريفي توجه نكردن به كوشش‌هاي پژوهش و مطالعاتي دانشجو را عاملي مي‌داند كه كلاس‌هاي درس را به انتقال دانش محدود با منابع محدود بدل كرده (این یکی از مواردی است که برخی دانشجویان حقوق را رنج می دهد چرا که دانشجو پس از فارق التحصیل شدن نمی تواند چیز هایی را که آموخته به عرصه عمل آورد و این یکی از ضعف های این رشته در ایران به نظر می رسد که برای کاری که در نهایت عملی است واحد عملی ندارینم!!!) است و مي‌گويد: اگر دانشجو به يك زبان روز دنيا آشنا نباشد، اين محدوديت افزايش پيدا خواهد كرد. از سوي ديگر كتابخانه‌هاي دانشگاهي نيز به روز نيستند و بيشتر موزه كتاب‌اند تا كتابخانه.‌

وي سپس اشاره مي‌كند به كلاس‌هاي دانشگاه و براي نمونه دوره كارشناسي را مثال مي‌زند كه استاندارد درنظر گرفته براي آن 15 تا 18 نفر است در حالي كه اكنون 50 تا 60 دانشجو در كلاس مي‌نشينند و گاهي اين رقم به 70 نفر مي‌رسد و در نتيجه ارتباط چنداني بين استاد و دانشجو برقرار نمي‌شود.( واین در حالی است که مجلس شوری اسلامی مدتهاست که اصرار بر افزایش پذیرش دانشجو در دانشگاه های سراسری دارد.) از سوي ديگرحضور دانشجوي شاغل خسته در كلاس، تنها براي حل مسئله حضور و غياب است نه حضور به عشق دريافت دانش.

اين استاد دانشگاه، عامل پرداخت شهريه را در افت تحصيلي رد مي‌كند و آن را داراي سنديت علمي نمي‌داند و نتايج پيشين را خلاف اين داده‌ها برمي‌شمرد و بر اين باور است كه دانشجوياني كه شهريه مي‌دهند براي آن كه پول اضافي به دانشگاه پرداخت نكنند تلاش بيشتري براي گذراندن واحدها مي‌كنند.

‌ترديد در وجود افت تحصيلي‌

علي عباس‌پور رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، برآورد وزارت علوم از مساله افت تحصيلي دانشجويان را خلاف داده‌هاي پيشين مي‌داند و تاكيد دارد كه وزارت علوم بايد نتايج نظرسنجي را به مجلس گزارش كند، چرا كه اكنون تنها خبرهايي از رسانه‌ها به مجلس رسيده است. وي نگران‌كننده خواندن افت تحصيلي دانشجويان را نيز به زير پرسش مي‌برد و آمار 30درصدي افت تحصيلي را مورد ترديد قرار مي‌دهد و از وزارت علوم مي‌خواهد كه داده‌هاي آماري را براي بررسي به كميسيون مجلس بفرستد. از سوي ديگر عباس‌پور تلويحا افت تحصيلي دانشجويان را با تفكيك دولتي و غيردولتي مي‌پذيرد و معتقد است كه در دانشگا‌ه‌هاي غيردولتي از آن جايي كه دانشجو ملزم به پرداخت شهريه، كار در بيرون و درگير دغدغه آينده است، دچار افت مي‌شود. وي در تحليل خود از دانشگاه‌هاي دولتي، علت افت تحصيلي دانشجويان را به ظرفيت اندك دانشگاه‌ها نسبت مي‌دهد و اين كه در 15 سال گذشته، بدون تغيير مانده‌اند يعني فقط 90 هزار دانشجو پذيرش مي‌شوند. به گفته وي رقابت براي راهيابي به دانشگاه‌هاي دولتي شديد است و با توجه به محدوديت ظرفيت رشته‌هاي پرهواخواه، رويكرد دانشجوها به رشته‌هاي ديگر از سر ناچاري صورت مي‌گيرد و سبب بي‌علاقگي در تحصيل در آن‌ها مي‌شود.‌

عباس‌پور تائيد مي‌كند كه مجلس در اين مورد تحقيق مستقلي انجام نداده ولي اگر گزارش وزارت علوم برسد، مجلس با يك تيم تحقيقاتي روي آن بررسي علمي انجام خواهد داد و عوامل موثر را بازنگري خواهد كرد.

كارشناساني نيز هستند كه مي‌گويند بايد طرحي اجرا شود تا دانشجوياني كه دلبستگي‌اي به رشته تحصيل‌شان ندارند تغيير رشته دهند كه با انگيزه ژرف‌تري به ادامه تحصيل بپردازند.

 حال از خوانندگان،اشخاص حقیقی،حقوقی،دانشجویان،بالاخص دانشجویان حقوق دانشگاه شهید بهشتی تقاضا دارم که راه کار های خودرا برای حل مشکلاتی که در این متن ذکر شد و حرف های ناگفته که به نظر شما موجود است که درمجموعه دانشگاهها مخصوصا مجموعه دانشگاه شهید بهشتی و دانشکده حقوق مشاهده میکنند ارائه نمایند.

 

منابع:۱-روزنامه اطلاعات۲.مثنوی معنوی

 

 

نوشته شده توسط میلاد عزیزی در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •