88/01/23
در ضرورت اخلاق علمی
اولین مخاطب این متن خودم هستم وسپس شما.در ضمن مدعی هم نیستم که متنی جامع و مانع در باب اخلاق علمی بیان کرده ام.گوشه ای می گویم و آن هم از باب تذکر یا امر به معروف ونهی از منکر.
نمی دانم تا به حال نام حدیث عنوان بصری را شنیده اید یا نه؟ عنوان بصری پیرمردی است که عمری در محضر مالک بن انس تلمذ می کرد.روزی برای تحصیل علم به نزد امام صادق(ع) می روند.امام ایشان را نمی پذیرند و با ماجرا های دیگر در بار دوم ایشان پذیرفته می شوند.در عظمت این حدیث بیان شود که علامه قاضی طباطبایی به شاگردان خود بیان می کردند که این حدیث را نوشته،در جیب خود بگذارند وهفته ای یکی دوبار مطالعه کنند.
حضرت در بیان نصیحت به عنوان 9 مطلب را بیان می کنند وآنها را توصیه ی ایشان به آرزومندان راه خدا میدانند.3مورد آن در تربیت نفس،3مورد در صبر و3 مورد در باب علم است.من موارد علمی را به طور خلاصه شده عرض می کنم:
-
آنچه نمی دانی از دانایان بپرس و مبادا سوالی برای امتحان کردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسی.
-
میادا براساس خود رایی و خود محوری دست به کاری زنی و در تمام کارهایی که زمینه ی احتیاط وجود دارد مسیر احتیاط را رها مکن.
-
از فتوا دادن بپرهیزهمان طور که از شیر درنده می گریزی و مراقب باش گردن خویش را پل عبور مردم قرار ندهی.
این متن را نوشتم که خودم وبرخی از دوستان را آگاه کنم که سوالاتمان را تفقهی بپرسیم.واقعا از سر ندانستن.نه از سر مشخص کردن جهل احتمالی استاد.راجع به یک مساله که در واقع او شاید این یک مساله را از ما کمتر بداند و ما هزاران مساله را از او کمتر.قرار هم نیست که استادی همه چیز را بداند یا حتی همه یمعلومات خود را در آن لحظه بتواند منتقل کند.پس وظیفه ی ما چیست؟جمله ای می خواندم از یک کشیش آمریکایی که گفته بود:
اوباما که خدا نیست.خیلی کارها هست که باید خودمان انجامش دهیم.
احترام اساتید از این بیشتر واجب است.

