88/02/07
ز احمد تا احد یک میم فرق است!!!!(ز محمود تا محمد ((و)) فرق است)
بسم الله الرحمن الرحیم
سبك جديد مبارزه با نژادپرستي
كنفرانس <دوربان -2> كه چند روز قبل در مقر اروپ يي سازمان ملل متحد در شهر ژنو برگزار شد ادامه كنفرانسي است كه شهر دوربان آفريقاي جنوبي در سال 2001 ميلادي ميزبان اولين اجلاس آن بود. دوربان مركز استان كوازولوناتال، شهري در 640 كيلومتري جنوب شرقي پرتوريا پايتخت اين كشور است. در آن زمان بزرگترين مكان برگزاري اجلاسهاي بينالمللي اين كشور را در خود جاي داده بود. اينكه ميگويم <در آن زمان> به اين علت است كه در فاصله 2،3 سال دو مركز همايشهاي بينالمللي با استانداردهاي بسيار بالا در شهرهاي ژوهانسبورگ (سندتون) و كيپتاون ساخته شد و مورد بهرهبرداري قرار گرفت. اجلاس دوربان در حقيقت ادامه دو اجلاس <كنفرانس جهاني عليه نژادپرستي، تبعيض نژادي، بيگانه ستيزي و نابردباري> بود كه در سالهاي 1978 و 1983 در مقر اروپايي سازمان ملل متحد در شهر ژنو برگزار شده بود. انگيزه و هدف اصلي برگزاركنندگان اين كنفرانس كه تحت هدايت يونسكو نوعاً توسط سازمانهاي مردم نهاد (NGO) هدايت ميشد فشار بر رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي بود كه كريهترين چهره حكومت در قرن بيستم بود. در آن سالها هنوز رژيم آپارتايد بر سرزمين زيباي آفريقاي جنوبي حاكم بود. علت برگزاري سومين نشست اين كنفرانس در دوربان نيز شايد به پاس به ثمر نشستن تلاشهاي بينالمللي براي فروپاشي نظام آپارتايد (1994) و روي كار آمدن نظامي دموكراتيك، غيرنژادي و براساس يك نفر يك راي بود.
در اجلاس دوربان عليرغم اصرار من به عنوان سفير وقت كشورمان در آفريقاي جنوبي جناب آقاي خاتمي در اين اجلاس حضور نيافت (كه هنوز هم از اين بابت از ايشان گلايهمندم). دليلش را نميدانم و پذيرفتن دليلي هم كه جناب آقاي خرازي وزير وقت خارجه برايم نقل كرد هنوز دشوار است. سرپرستي هيأت شركتكننده از ايران در اين اجلاس به عهده وزير خارجه كشورمان بود. هرچند حضور ايشان در اين اجلاس نيز خود داستان مفصلي دارد كه فعلا موضوع بحث اين مختصر نيست. هيات شركتكننده از كشورمان دو بخش بود. هيات رسمي به رياست وزير خارجه و تيم چندنفرهاي از مديران و كارشناسان بخش بينالمللي وزارت خارجه. هيأت غيررسمي متشكل از سه نفر از نمايندگان مجلس و تعداد قابل توجهي سازمانهاي غيردولتي بود كه انصافاً با عده كم (در مقايسه با ديگر كشورهايي كه در اجلاس حضور داشتند) فعاليت چشمگير و تاثيرگذار داشتند. همراهان آقاي خرازي چند نفر از كارشناسان بخش امور بينالمللي وزارت خارجه بودند كه دو روز قبل از آقاي خرازي تحت سرپرستي دكتر ظريف معاون امور حقوقي و بينالمللي وارد آفريقاي جنوبي شده و بحثهاي پرچالش و نفسگير نشست كارشناسان را اداره ميكردند. اگر اشتباه نكرده باشم (به دليل ضيق وقت نگارش اين مطلب فرصت مراجعه به منابع فراهم نشد) سران كشورهايي كه در اين كنفرانس حضور داشتند حدود 20 رئيس كشور بود. دولت ميزبان احترام فوقالعادهاي به هيات ايراني گذاشت و آقاي دكتر خرازي در حد همان روساي كشورها (كوبا، الجزاير، ياسر عرفات و...) پذيرايي شد.
اغراقآميز نيست اگر گفته شود هيات نمايندگي رسمي كشورمان در مذاكرات كميتههاي متعدد و از جمله كميته تدوين بيانيه جو اجلاس را كاملاً در دست گرفته و كارشناسان متبحر همراه دكتر ظريف به نحو غيرقابل تصوري بر تدوين بيانيه نهايي تاثيرگذار بودند. همان بيانيهاي كه خشم آمريكا و اسرائيل و ترك زودهنگام از سوي اين دو را در پي داشت. اين همان بيانيهاي است كه طي 8 سال گذشته پس از اجلاس دوربان، آمريكا، اسرائيل و برخي ديگر از كشورهاي غربي در پي لغو بندهايي از آن هستند. اگر باور داريم كه در دنيا هيچ كشوري انگيزه جدي رويارويي و مقابله با اسرائيل را ندارد لاجرم بايد بپذيريم كه اين هيات ايراني بود كه يك تنه ابتكار عمل كنفرانس و بندبند بيانيه نهايي عليالخصوص در رابطه با اسرائيل و صهيونيسم را در دست داشت و با درايت و بكارگيري ديپلماسي هوشمندانه و تاثيرگذار به اهدافي كه مدنظر نظام مقدس جمهوري اسلامي بود جامه عمل پوشاند. در زمان سخنراني خرازي هيچ هيات غربي محل اجلاس را ترك نكرد. هيچ توهيني به كشورمان صورت نگرفت و آمريكا و اسرائيل كه بازنده اصلي كنفرانس دوربان بودند با شرمندگي اجلاس را ترك كردند. مصوبه جنجالي برابري صهيونيسم با نژادپرستي حاصل كار همان تيم چندنفره ايران با شگردهاي ديپلماتيك و به دور از هياهو و غوغاسالاري بود كه جو اجلاس را در دست گرفته و تمام هياتهايي را كه انگيزههاي كمتري داشتند با خود همراه كرده و يك اجلاس عادي را به آتشفشاني عليه اسرائيل تبديل نمودند.
هفته گذشته آقاي رئيس جمهور به اتفاق يكي از معاونان (مشايي) و سه تن از وزراء (منجمله وزير خارجه) در اجلاس <دوربان >2- شركت كرد. عليرغم تلاشهاي آمريكا، اسرائيل و تعدادي از كشورهاي غربي براي حذف بندهاي ضدصهيونيستي مصوبات <دوربان>1- و موفقيت نسبي به دليل جو شديد ضدصهيونيستي و احتمال تشديد آن در اجلاس تعدادي از كشورهاي غربي پيشاپيش در اعتراض به مفاد پيشنويس بيانيه نهايي اقدام به تحريم كنفرانس كردند و در حاليكه روند اجلاس نشان از كنفرانسي ضدصهيونيستي داشت با سخنراني تند و تيز و تكراري آقاي احمدينژاد جو كنفرانس بشدت از ضدصهيونيستي به سمت و سوي ضدايراني تغيير كرد، تعداد زيادي از هياتهاي نمايندگي محل اجلاس را در حين سخنراني رئيس جمهور كشورمان ترك كردند كه در عرف ديپلماتيك توهين تلقي ميشود. به سوي ايشان اشيايي را پرتاب كردند و او را نژادپرست خواندند. تقريباً تمامي كشورهاي غربي شركت كننده و آقاي <بان كي مون> دبيركل سازمان ملل در بيانيههاي جداگانهاي سخنان احمدينژاد را با الفاظ غيرمعمول و تندي محكوم كردند و از همه مهمتر جو اجلاس كاملاً به نفع اسرائيل تغيير كرد.
قصد پرداختن به حادثه تلخ و دردناك ژنو را نداشتم ولي چگونه ميتوان در مقابل واقعهاي تلخ و غيرقابل تحمل ساكت بود. نميدانم براساس قانون اساسي، رئيس جمهوري كشور در مقابل اعمال خود بايد به كجا جواب دهد. مجلس يا...؟ نگارنده اين سطور قصد ورود به مسائل داخلي، مسائل بودجه، اختلافات مجلس و رئيس جمهوري درخصوص آن و نامه پرطعنه رئيس مجلس به رئيس جمهور ندارد. اينكه 124 ميليارد دلار بدون مجوز خرج شده، مورد ادعاي آن نماينده محترم مجلس دركجاي سياست داخلي ما قرار ميگيرد مسالهاي داخلي است. آقايان محترم، 124 ميليارد برباد رفته از كيسه ملت بالاخره در جايي در همين كشور ولو با اغراض و نيت سياسي خرج شده است. اين مبلغ و بيشتر از آن را ميتوان با كار و تلاش بيشتر جبران كرد (هرچند بايد به آن هم رسيدگي شود) ولي توهين به حيثيت و آبروي ملت در مقابل ديدگان ميليونها بيننده در تلويزيونها و سايتها چگونه جبران خواهد شد؟ به اذعان صدا و سيماي جمهوري اسلامي، ميليونها نفر در سراسر جهان اين رويداد را به صورت زنده تماشا كردند و بسياري ديگر هم كه به صورت زنده موفق به تماشاي آن نشدند، در بخشهاي مختلف خبري، از شبكههاي گوناگون تلويزيوني و يا با يك جستجوي ساده در اينترنت، به تماشاي آن نشستند. چرا بايد كاري كرد كه حتي دبيركل سازمان ملل كه اين كنفرانس تحت اشراف همين سازمان و رئيس آن برگزار ميشود آن بيانيه غيرمتعارف (و توهينآميز) را عليه سخنراني رئيس جمهور كشورمان صادر نمايد.
رئيس جمهوري سمبل يك ملت است. توهين به رئيس يك كشور، توهين به يك ملت است. چه كسي در مقابل اين ندانمكاريها كه ممكن است خداي ناكرده اغراض سياسي و شخصي در پشت آن باشد مسئول است؟
قضاوت من اين است كه هيات كارشناسي ايران در سال 2001 با بهرهگيري از كارشناسان قوي و ديپلماسي هوشمندانه يك اجلاس عادي را به آتشفشاني عليه اسرائيل تبديل نمود و در اجلاس 2009 هيات بلندپايه كشورمان در سطح رئيس جمهور و چندين معاون رئيس جمهور و وزير، يك اجلاس ساخته و پرداخته ضدصهيونيستي را به توفاني ضدايراني تبديل كردند.
واقعاً كدام روش عقلاني و به صلاح كشورمان است؟ مقايسه اين دو اجلاس و قضاوت آن را به خوانندگان واگذار ميكنم.
به نقل از روزنامه اطلاعات
جهانی اندر آن یک میم غرق است!!!(جهانی اندر آن یک ((و)) غرق است)

